روایت شناسی داستان کوتاه «ید فی القبر» غسان کنفانی بر اساس نظریة ژرار ژنت

نویسندگان

1 استاد زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

doi
10.22067/jall.v11i2.55521
چکیده

     روایت یکی از مهمترین فنون ادبی و عنصری اساسی در نظریة ادبی است که تحلیل آن بر اساس نظریه­های جدید، ما را در راه درک متون ادبی یاری می­رساند. نظریه پردازان بسیاری ساختار روایت را مورد بررسی قرار داده­اند. ژرار ژنت فرانسوی، از برجسته­ترین نظریه پردازان ساختارگرا است که نظریة او از کامل­ترین و مؤثرترین نظریه­های روایت شناسی به شمار می­آید. هدف نگارندگان این است که با رویکردی تحلیلی-توصیفی مبتنی بر نقد روایت شناختی، مؤلفه­های زمان، وجه یا حال و هوا و لحن نظریة ژنت را در داستان کوتاه «یدٌ فی القبر» از مجموعة «القمیص المسروق» اثر غسان کنفانی را مورد واکاوی قرار دهند و توان داستان پردازی این نویسنده و همچنین میزان نظام مند بودن اثر داستانی او را بسنجند. این بررسی نشان می­دهد که نظریة ژنت الگویی فراگیر و کاربردی برای بررسی روایت است و از سوی دیگر استعداد کنفانی را در به کارگیری عناصر داستانی و شگردهایی مناسب با درون مایه این داستان و ارائة اثری منسجم، جذاب و پرهیجان هویدا می­سازد. استفاده ازتکنیک­های زمانی، راوی اول شخص، بهره‌گیری از شیوة گفتگو، وصف پردازی­های زیبا و... این ادعا را اثبات می­کند.