کاربرد روش بیوگی در برآورد مرگومیر بزرگسالان در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری جمعیتشناسی، گروه علوم اجتماعی و جامعهشناسی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران؛ کارشناس پژوهشی، گروه مطالعات خانواده، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران. (نویسنده مسئول).
2 دانشیار جمعیتشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار، گرمسار، ایران.
3 کارشناس و پژوهشگر ارشد جمعیت شناسی.
doi
10.22034/jips.2024.473360.1239چکیده
استقرار سیستم ثبت وقایع حیاتی و آگاهی از تعداد و روند مرگومیر در گروههای مختلف سنی، یکی از مهمترین و اثربخشترین راهبردهای جوامع برای افزایش طول عمر شهروندان خود بوده است. بااینحال، نواقص پوششی و محتوایی آمارهای ثبتی در بسیاری از کشورهای درحالتوسعه، متخصصان حوزه جمعیتشناسی را ترغیب به ابداع روشهای غیرمستقیم برآورد شاخصهای جمعیتی نموده است. این روشها، که از اواخر دهه 1950 میلادی توسعه یافتند، خصوصاً در حوزه مرگومیر بسیار مثمرثمر بودهاند. در این مطالعه، تلاش شد ضمن برآورد احتمالات بقاء و امید زندگی زنان و مردان ایرانی برای سالهای سرشماری (1345-1395) با استفاده از روش غیرمستقیم بیوگی، کارآیی این روش در بستر آمارهای حاصل از سرشماری نیز ارزیابی شود. نتایج نشان داد که احتمالات بقاء و ارقام امید زندگی حاصل از روش بیوگی، خصوصاً برای زنان، با بیشبرآوردی روبهروست. علل این بیشبرآوردی را میتوان در فراهم نبودن پیشفرضهای روش بیوگی در آمارهای حاصل از سرشماری در ایران و نیز در ناهمخوانی احتمالی الگوی سنی مرگومیر ایران با جداول عمر مدل استفادهشده در این مطالعه (جداول کول و دمنی - مدل غرب) جستجو نمود. پیشنهاد میشود کارایی روش بیوگی با استفاده از دادههای حاصل از نمونهگیری (که در آن سؤالات متناسب با روش بیوگی گنجانده شده باشد) نیز امتحان شود و نتایج آن با نتایج مطالعه پیش رو مقایسه گردد.