تعیین مناسب‌ترین ترکیب کشت مخلوط گونه‌های مرتعی و درختی، درختچه‌ای با فواصل کاشت مختلف با هدف تثبیت بیولوژیک و تولید علوفه مرتعی در عرصه‌های شنزار استان خوزستان

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای فیزیولوژی، دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین-اهواز و پژوهشگر مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان

2 استاد، دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان

3 پژوهشگر، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان

doi
10.22092/ijrdr.2014.8070
چکیده

 به‌منظور مطالعه، طراحی و اجرای یک سیستم نوین‌ کشت مخلوط مرتعی و جنگلی (silvo- pastural)، 4 گونۀ مرتعی و 3 گونۀ درختی و درختچه‌ای به‌صورت آمیخته با فواصل ردیف‌های مختلف درختان در تپه‌های ماسه‌ای غرب رودخانه کرخه در استان خوزستان کشت شدند. هدف از این پژوهش ارائه الگویی مناسب جهت تثبیت بیولوژیک ماسه‌‌های روان و بهبود وضعیت معیشتی در منطقه از طریق تأمین نیازهای اولیه و اقتصادی بهره‌برداران بوده که عوامل مهمی در جهت توسعه و پایداری نظام روستاهای این مناطق می‌باشد. انتخاب گیاهان با توجه به توانایی آنها در بهبود تولید علوفه، چوب سوخت و هیزم، چوب صنعتی و ایجاد تنوع گونه‌ای در این عرصه‌ها انجام شد. این طرح بمدت 4 سال و در یک طرح آماری دوبار خرد شده در قالب بلوک‌های کامل تصادفی با 3 تکرار به اجرا درآمد. گونه‌های درختی و درختچه‌ای به‌عنوان تیمار اصلی camaldulensis 9616, Acacia victoriae, Prosopis juliflora)  (Eucalyptusدر فواصل ردیف‌های کشت آنها به‌عنوان تیمار فرعی اول (4×4، 5×5، 6×6 متر) و گونه‌های مرتعی Panicum antidotale) Cenchrus ciliaris, Cymbopogon olivieri, Pennisetum divisum ,) به‌عنوان تیمار فرعی دوم با کشت در فواصل بین ردیف‌های درختان در نظر گرفته شدند. مؤلفه‌های درصد زنده‌مانی کلیه گونه‌ها، تولید علوفه در گونه‌های مرتعی، رشد ارتفاعی در گونه‌های درختی و درختچه‌ای اندازه‌گیری شد. سپس داده‌ها  به کمک نرم‌افزار آماری  SASمورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت و میانگین‌ها به‌وسیله آزمون دانکن مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بالاترین درصد زنده‌مانی در گونه‌های مرتعی مربوط به گونهC. olivieri   با حدود 90 درصد و کمترین آن مربوط به گونه C.ciliaris  با حدود 60 درصد اختصاص داشت. در میان گونه‌های درختی و درختچه‌ای camaldulensis  E.  با 80 درصد بیشترین درصد بقاء و پس از آن P. juliflora  با 65 درصد و victoriae A.  با حدود 50 درصد کمترین مقدار را داشت. در فواصل ردیف‌های 4 متریcamaldulensis  E. عملکرد علوفه کلیه گونه‌های مرتعی کاهش یافت. از نظر رشد ارتفاعی گونۀ  E. camaldulensisبا حدود 5/3 متر نسبت به دو گونۀ دیگر برتری داشت. بالاترین میانگین علوفه خشک در گونه‌های مرتعی مربوط به گونه divisum  P. با 1437 کیلوگرم در هکتار و پس از آن به‌ترتیب antidotale  P.  با 1035 کیلوگرم در هکتار، olivieri C. با 380 کیلوگرم در هکتار و C. ciliaris با 235 کیلوگرم در هکتار بود. بنابراین با تعیین فاصله مناسب کشت درختان علاوه بر افزایش تنوع گونه‌ای که از ملزومات پایداری در بوم‌نظام‌هاست، می‌توان تداوم، پایداری و افزایش تولید و بهره‌برداری علوفه را در این عرصه‌ها موجب شد.