مدخلی بر راهبرد «فهم درونی» در تحقیقِ وجوهِ معنایی معماری
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
قبل از سیطرة علم به معنای مدرن آن، انسانها با شیوههای متعددی متمرکز به فهم چیزها میشدند؛ اما بعد از آن، شیوههای فهم به انواع خاصی محدود شد. در دهههای اخیر کارآمدی شیوههای فهم مدرن بازبینی شده و بر اثر رجوع به رویکردهای فهم پیشین، برخی از راهبردها، همچون شهود، در مسیر بازیابی اعتبار خود قرار گرفته و حتی در برخی حوزههای دانش احیا شدهاند. امروزه در تحقیق در ابعاد معنایی معماری، با وجود پژوهشهای کیفی، کاستیهایی در راهبردهای فهم وجود دارد. در پژوهش حاضر سعی شده است که بر اساس چارچوبِ خردِ پیشینیانْ ذیل علم حضوری و با فاصله از ساحتِ خاصِ آن و با استفاده از بحثهای معاصر در باب رجوع به شهود، مقدمهای بر راهبردی با عنوان« فهم درونی» برای تقرب به فهمیدنِ مستقیم و در درونِ انسان تبیین شود. به این منظور تبیین مدخلی بر راهبرد، شگردها، و برخی کاربستهای آن در تحقیق ابعاد معنایی معماری در نوشتار حاضر خواهد آمد.در راهبرد فهم درونی از واسطههای فهم همچون «عقل»، «حس»، و «دل» بهره گرفته میشود و «مناظره»، «تمثیل»، و «استحسان» به مثابة شگردهای آن احصا میشوند. انتظار میرود، به واسطة راهبرد فهم درونی، دستاوردهایی از جنس نظریات هنجاری در حوزه معماری به دامنة خرد افزوده گردد. در نوشتار حاضر فهم درونی نه به منزلة یک راهبردِ عام در معماری، بلکه به منزلة راهبردی خاص و تنها برای تعمیقِ تحقیق در ابعاد معنایی معماری به محققین پیشنهاد میشود.