وجوه و حدود دانش سازه در فرایند طراحی معماری
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان
2 استادیار دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان
3 دانشجوی دکتری معماری اسلامی، دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اصفهان
doi
چکیده
شناخت دانش سازه یک ضرورت ناگزیر در طول فرایند شکل دادن به فرم نهایی و همچنین ایجاد فضا در معماری است و ادغام سازههای خلاقانه، اقتصادی، و قابل اجرا در فرایند طراحی ساختمانها همواره از موضوعات ضروری در معماری بوده است. سازه در زمینة معماری، که بخش جداییناپذیری از فضای معماری است، تنها با بررسی جنبههای مختلفی از دانش شناخته میشود. مسئلة مهم این است که کدام گونه و چه اندازه از شناخت دانش سازه در انبوه خواستههای طراحی میتواند به کار معمار آید. برخی محققان بر این باورند که سازه را تنها از راه بررسی مفاهیم مکانیکی نمیتوان بهدرستی شناخت، زیرا بسیاری از طرحهای معماری با گرایش و تمرکز بر این مفاهیم آغاز نمیشوند؛ بلکه ایدههای فضایی آغازگر و مهمترین بهانة پیکربندی طرحهای معماری است. بنا بر این برای طراحی و تحلیل سازه، در یک زمینة معماری، شناخت وجه فضایی آن نیز لازم است. هدف اصلی بررسی این وجوه چندگانه برای شناخت جایگاه معمار در نحوة طراحی سازه در فرایند طراحی معماری است. در این تحقیق در ابتدا، با روش توصیفیـ تحلیلی به شناخت روابط مختلف بین این وجوه و نحوة اثرگذاری آنها در شکلگیری فرم نهایی ساختمان در یک فرایند طراحی در قالب نمونههای مطالعاتی پرداخته شده است. در پایان سعی گردیده چگونگی و محدودة اثرگذاری معمار در بهکارگیری وجوه سازه در فرایند طراحی تبیین گردد.