بررسی تأثیرات الگوهای استقرار تراکم (حاصل از تغییر در سطح اشغال و ارتفاع ساختمان) بر جابه جایی هوای حوزه های شهری

نویسندگان

1 کارشناس ارشد فناوری معماری، دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشیار دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی

3 دانشیار مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، وزارت راه و شهرسازی

4 استادیار دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی

doi
چکیده

ویژگی توده‌های ساختمانی، نحوة قراردهی آن‌ها، و تراکم نقش مهمی در الگوی جریان هوای شهری، سکون هوا، و تجمع آلاینده‌ها در تراز پایینی اتمسفر دارد. در این پژوهش با هدف دستیابی به الگوی مطلوب استقرار تراکم‌های برابر، با ثابت نگه داشتن تراکم منطقه در حد چشم‌انداز، اثر افزایش ارتفاع و کاهش سطح اشغال به صورت هم‌زمان در مقیاس محلی در منطقة ولنجک تهران مقایسه شده است. روش انجام این پژوهش با توجه به ماهیت میان‌رشته‌ای آن، روشی ترکیبی است، جمع‌آوری اطلاعات به روش جمع‌آوری منابع کتابخانه‌ای، شبیه‌سازی به روش دینامیک سیالات محاسباتی، و مدل‌سازی بافت شهری مورد مطالعه بر اساس داده‌های شهرداری و برداشت از وضع موجود انجام پذیرفته است. تراکم خالص و ثابت 270% در سه مدل ساختمانی (ساختمان‌های 7طبقه با سطح اشغال 5/38‌%‌، ساختمان‌های 12طبقه با سطح اشغال 5/22‌%، و برج‌های20طبقه با سطح اشغال 5/13‌%) توزیع شده است. بلوک شهری مورد مطالعه با بلوک‌های مشابه احاطه شده و جریان هوا بر فراز مدل‌های مذکور با سرعت باد مرجع m/s 4/5 در چهار جهت شمالی، غربی، شمال غربی و شمال شرقی، بدون در نظر گرفتن لایه‌بندی حرارتی اتمسفر، با نرم‌افزار انسیس فلوئنت و مدل توربولانسی k-ε شبیه‌سازی شده است.بررسی نتایج پژوهش نشان می‌دهد که، در الگوی ساختمان‌های 7طبقه در 38‌% مکان‌ـ زمان‌ها و در الگوی ساختمان‌های 12طبقه در 44‌% و در الگوی برجی‌شکل در 65‌% مکان‌ـ زمان‌ها تهویة طبیعی صورت می‌گیرد. پس می‌توان نتیجه گرفت که افزایش ارتفاع تنها با کاهشِ قابل توجه میزان سطح اشغالْ جریان هوا را بهبود می‌بخشد. این مهم نیز وابسته به عوامل متعددی، از جمله جهت‌گیری بافت شهری، ویژگی‌های هندسی بنا، و مشخصات باد آن منطقه است و به منظور به دست آوردن مدل بهینه برای هر منطقه، مدل‌سازی و شبیه‌سازی‌های عددی و یا تجربی ضروری است.