الگوهای تأثیرگذار بر مهاجرت از روستا به حاشیۀ شهر شیراز
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران .
2 دانشیار جامعهشناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.
3 دکتری جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
4 استادیار جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران.
doi
10.22034/ppr.2023.376476.1181چکیده
هدف از انجام این پژوهش، تحلیل الگوهایی است که مهاجران روستایی طی نموده تا به حاشیهنشینی رسیدهاند. برای یافتن این الگوها از تکنیک مصاحبه استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه، خانوادههایی هستند که از منطقه کامفیروز مهاجرت کردهاند و در شهرکهای سعدی و جوادیه شیراز مستقر شدهاند. شیوه اصلی تحلیل دادههای حاصل از مصاحبه، تحلیل مضمون بوده است. پس از انجام ۲۲ مصاحبۀ عمیق با افراد مورد مطالعه، اشباع داده حاصل شد. طبق یافتههای این مطالعه میتوان چهار الگو برای حاشیهنشین شدن این خانوادهها را نتیجه گرفت: 1. الگوی مهاجرت خانوادههای دارای فقر اقتصادی، 2. الگوی مهاجرت خانوادههایی که دچار دگرگونی ارزشی-هنجاری شدهاند، 3. الگوی مهاجرت زمینداران بزرگ روستایی، 4. الگوی مهاجرت خانوادههای دارای فرهنگ کار. بهطورکلی، نتایج نشان داد که عوامل و زمینههای فرهنگی- اجتماعی که در الگوهای دوم، سوم و چهارم بیان شده است، بیشتر از عوامل اقتصادی در الگوی اول بر مهاجرت و حاشیهنشینی مهاجران تأثیرگذار بوده است.