بررسی عوامل اجتماعی و جمعیتی مؤثر بر طلاق عاطفی در بین زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دورة دکتری جمعیتشناسی، گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استادیار جمعیتشناسی، گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 دانشیار جمعیتشناسی، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران (نویسنده مسئول).
doi
10.22034/nipr.2022.314315.1135چکیده
طلاق عاطفی یکی از آسیبهایی است که بسیاری از خانوادهها با آن مواجه هستند. فروپاشی پیوندهای زناشویی از برجستهترین نمونههای تحولات مرتبط با خانواده امروزی است. ازاینرو، ضرورت بررسی عوامل مؤثر بر طلاق عاطفی هرچهبیشتر احساس میگردد. در این مطالعه، طلاق عاطفی در سه بُعد اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و عاطفی–جنسی مورد سنجش قرار گرفت. همچنین، بر مبنای نظریههای گیدنز، مبادله، گذار جمعیتی دوم، نوگرایی و مدرن شدن، تضاد، محرومیت اقتصادی و همسانهمسری، تأثیر متغیرهای فردگرایی، نوگرایی، رضایت جنسی، نوع خانواده (از سنتی تا مدرن)، ساختار قدرت در خانواده، احساس نابرابری، اعتقادات مذهبی، همسانهمسری تحصیلی و مذهبی، پایگاه اجتماعی–اقتصادی، سن، جنس، میزان تحصیلات و سن ازدواج بر تغییرات میزان طلاق عاطفی با استفاده از رگرسیون چندمتغیره بررسی گردید. این مطالعه، طی یک پیمایش مقطعی در سال 1400 انجام شد و در آن با استفاده از فرمول کوکران، ۳۸۴ نفر از زنان و مردان متأهل شهر تهران انتخاب شدند و اطلاعات آنان با استفاده از پرسشنامة محققساخته جمعآوری گردید. پایایی پرسشنامة تحقیق از طریق آلفای کرونباخ با مقادیر بالای 7/0 مورد تأیید قرار گرفت. یافتهها نشان داد که زنان بیش از مردان طلاق عاطفی دارند و متغیرهای عدم رضایت جنسی، ناهمسانیهای اعتقادات مذهبی و تحصیلی، فردگرایی، نوگرایی، سنتی بودن خانواده و سن پایینتر زوجین در زمان ازدواج، به میزان بیشتری به طلاق عاطفی منجر میگردد.