زیستن در کشاکش مرگ و زندگی؛ پدیدارشناسی تجربه زیسته کولبران

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه فرهنگیان، تهران،ایران

doi
10.22054/qjsd.2025.81672.2614
چکیده

تحقیق حاضر سعی دارد که با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و بر مبنای روایت‌‌های مبتنی بر تجربه زیسته کولبران، شناختی عمیق و دقیق از تجربه زیسته کولبران و درک آنها از این پدیده حاصل گردد. برای ورود به میدان مطالعه نیز، از روش پدیدارشناسی تفسیری و برای گردآوری داده‌ها از تکنیک مصاحبه عمیق به شیوه نیمه ساخت‌یافته استفاده شد. نمونه‌ها از طریق روش نمونه‌گیری هدفمند با حداکثر تنوع انتخاب شدند و در نهایت با 28 نفر از مشارکت‌کنندگان مصاحبه به عمل آمد و داده‌های گردآوری‌شده در قالب دوازده مقوله مضمون، کدگذاری و تحلیل شدند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که تجربه زیسته کولبران دربرگیرنده مضامینی مانند حقارت زیسته، دشمن‌انگاری، بیگانگی، اضطراب بی-پایان، رنج مدام، فقدان رفاه، فرسایش جسمی-روحی، تجارت جان با نان، بی‌معنایی زمان و تقابل روزمرّه مرگ با زندگی است. این مضامین حکایت از این واقعیت دارند که تجربه کولبری، همراه با رنج‌ و فرسودگی (استهلاک جسمی)، زوال و انحطاط روابط زیسته انسانی (مرگ روابط زیسته)، رخت بربستن روز از زندگی و درک متفاوت زمان (بی‌معنایی زمان) و زندگی در فضایی است که مرگ بر آن سایه انداخته است (فضای زیسته مرگ‌وار). بر این اساس کولبری تنها، شامل تجربه حمل کالا در شرایط سخت و دشوار کوهستانی نیست، بلکه دربرگیرنده تقابل‌های دوتایی است؛ تقابل‌های آسودگی-عدم‌آسودگی، آینده-حال، عزت- حقارت، جان-نان و زندگی-مرگ است که دال و عنصر محوری همه این تقابل‌ها نان است