پدیدارشناسی تجارب زیسته زنانِ متأهل شاغل اداره آموزش و پرورش از ادامه تحصیل

نویسندگان

1 دبیر بازنشسته

2 گروه علوم اجتماعی،دانشگاه پیام نور

3 گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور

doi
10.22054/qjsd.2025.84514.2659
چکیده

در دوران مدرن ارتقاء آموزش زنان امری ضروری اما چالش برانگیز است. هدف این پژوهش بررسی تجربه زیسته زنانِ متأهلِ شاغل در اداره آموزش و پرورش از ادامه تحصیل در شهر سنندج است. مبانی نظری و روشی ریشه در دیدگاه پدیدارشناسانه دارد. حجم نمونه پژوهش 16 نفر بوده و داده‌‌ها از طریق مصاحبه بدست آمده است. تجزیه و تحلیل داده‌ها به روش کدگذاری سه مرحله‌ای صورت پذیرفته و منجر به شناسایی پنج مفهوم "میل به تحصیل"،"ارتقاء اجتماعی"،"موانع"،"زمینه اجتماعی"،"تاکتیک‌های مدیریت" و یک مقوله هسته‌ای به نام " دیالکتیک مدیریت زنانه و زمینه اجتماعی " شد. نتایج پژوهشی نشان می‌دهد که زنان بنابر دلایلی همچون علاقه، الگوپذیری، جایگاه علمی، افزایش رتبه اداری و دستمزد، ارتقاء جایگاه اجتماعی، تصمیم به ادامه تحصیل می‌گیرند. ادامه تحصیل آنان متاثر از شرایط فردی،خانوادگی و سازمانی است. زنانی که از توانایی فردی لازم و حمایت‌های خانوادگی و سازمانی برای مدیریت وضعیت‌شان برخوردار بودند، کمترین میزان تنش و فشار ناشی از مسئولیت‌های چندگانه را تجربه کردند. بالعکس در زمینه‌هایی که بسترهای حمایتی لازم وجود ندارند و خود زنان نیز از توانایی و منابع لازم برای مدیریت وضعیت‌شان برخوردار نیستند فشار و تنش تجربه شده شدید بوده است. آموزش در زمینه توانائیهای فردی و همکاری سازمانی در این راستا می توان بسیار قابل توجه و کمک کننده باشد.