تطبیق نظریة جامعه شناسی با ساختار ادبی- اجتماعی رمان های سیمین دانشور
نویسندگان
1 ، دانشگاه فرهنگیان قائم شهر
2 دانشگاه فرهنگیان بابل
doi
10.22067/jls.v49i3.56742چکیده
نقد جامعهشناختی رمان که یکی از انواع پرکاربرد نقد ادبیات داستانی است، بر اساس پیوند میان ساختارهای اجتماعی و ساختار ادبی، قرائتی جامعهشناسانه از متن ادبی ارائه میدهد. این مقاله به روش تطبیقی به بررسی ویژگیهای اجتماعی، کنشهای معنادار فاعلان جمعی، درونمایههای اجتماعی تکرارشونده، شناخت جایگاه طبقاتی نویسنده و بازتاب آن بر پیرنگ و شخصیتهای رمان، ارتباط و تناظر میان ساختار ادبی و ساختار اجتماعی در رمانهای دانشور پرداخته است. زنان آثار دانشور، از هر دو طبقة اجتماع، «اشراف و محروم» و از آدمهای دور و بر خودش انتخاب شدهاند. او در رمانهای متأخر خود، شخصیتهای زن را از میان دانشجویان و قشر دانشگاهی برگزیده است. سووشون سکوی پرتاب نویسنده برای حرکت در مدار واقعگرایی بوده و دانشور خط عزیمت اندیشة زری را از فردگرایی تا جامعهگرایی و از انقیاد تا عصیان ضد روزگار خود و از زنی احساساتی و منفعل تا مرز زنی منطقی و فعال و از عامیانهاندیشی تا پهنة اندیشههای فلسفی و اجتماعی پیگیری کرده است. در نتیجه از دیدگاه جامعهشناسی، عواملی مانند تحولات اجتماعی، انقلاب بیرونی و درونی و ارتباط و تناظر ساختار ادبی و ساختار اجتماعی بر آفرینش و تحول شخصیتهای رمانهای دانشور تأثیری بهسزا داشته است.