دولت و توسعه اقتصادفرهنگ: مقایسه ایران و ترکیه

نویسندگان

1 دانشیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی.

2 استادیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی

3 استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/qjsd.2024.74296.2494
چکیده

امروزه اقتصادفرهنگ، یک صنعت راهبردی در اقتصاد ملی کشورها است. سیاستگذاری در تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی از مهم‌ترین وظایف دولت‌ها در سطح جهان و محور اصلی توسعه اقتصادفرهنگ است. توسعه‌یافتگی اقتصادفرهنگ با ویژگی‌های دولت و نوع عملکرد آن در ارتباط است. ایران با وجود منابع غنی فرهنگی، در شاخص‌های اقتصادفرهنگ، فاصله زیادی با کشورهای توسعه‌یافته و حتی کشورهای مشابه خود مانند ترکیه دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی‌ها و عملکرد دولت ایران و ترکیه در اقتصادفرهنگ با رویکرد تطبیقی-تاریخی است. در جمع‌آوری داده‌ها از روش‌های تحلیل اسناد و تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که دولت ترکیه دارای ویژگی‌های دولت‌های توسعه‌گراست و در دوره‌های مختلف با پایبندی بر رویکرد نئولیبرالیسم و سکولاریسم و اصول اساسی در دستیابی به توسعه به‌ویژه فرهنگی، وجود وفاق نخبگانی و ثبات در برنامه‌ها به رشد و پیشرفت صنایع فرهنگی در بعد اقتصادی کمک کرده است. در ایران پرهیز از رویکرد سرمایه‌دارانه و گرایش به رویکردهای عدالت‌محور پس از انقلاب اسلامی منجر به حضور بیش از حد دولت در بخش فرهنگ و هنر و به‌دنبال آن کمرنگ شدن حضور بخش خصوصی و مردمی شده است. هم‌‌چنین تعدد نهادهای سیاستگذار و عدم وفاق نخبگانی، تعدد سیاست‌های فرهنگی، فراهم نکردن زیرساخت‌های حقوقی و مادی و عدم وجود بسترهای مساعد بین‌المللی و ناهم‌سازی با سیاست‌های فرهنگی غربی در مقایسه با ترکیه، عامل توسعه‌نیافتگی اقتصادفرهنگ در ایران شده است.