نابرابری و توسعه: تحلیل نهادی فرایند توسعه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی

2 دانشیار جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی

3 استاد رفاه اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
10.22054/qjsd.2024.81989.2619
چکیده

توسعه که مفهومی برخاسته از فضای اندیشه‌ای و مفهومی دوران مدرن و دگرگونی‌های فکری، فرهنگی، سیاسی، علمی و تکنولوژیکی وابسته به آن و پس از آن است، همواره مفهومی در حال تغییر و آبستن برداشت‌های گوناگون و بنابراین پرچالش و مناقشه‌برانگیز بوده و هست. از سوی دیگر، نابرابری و رفاه و هم‌چنین نسبت آن‌ها با توسعه نیز همیشه محل کنکاش و پرسش بوده است. این ویژگی‌ها باعث شده‌است که توسعه، حوزه‌های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی به‌ویژه جامعه‌شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و مطالعات فرهنگی را درنوردد و در تقاطع و هم‌چنین یکی از مهم‌ترین فصول مشترک آن‌ها لقب‌بگیرد. این ویژگی البته سبب‌شده‌است که دستیابی به توسعه نیازمند آرایه‌هایی گوناگون از این بسترهای چندگانه باشد، که بنابر پژوهش‌های جدیدتر و به بهترین وجه، در سیمای شرایط نهادی بسترساز توسعه رخ‌می‌نماید. هدف این پژوهش، تحلیل نهادی شرایط مناسب و مساعد برای توسعه و برابری است، که قدر متیقن آن ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است، و این هدف را با روی‌کرد کیفی، روش اسنادی و تکنیک تبیینی-استنتاجی دنبال‌می‌کند. یافته‌ها حاکی از درهم‌تنیدگی نهادی این ساختارهای چندگانه و کنش‌ و برهم‌کنش و تاثیر و تاثر جدی میان آن‌ها با ساختار حقوقی-قانونی و نیز برابری و عدالت در جامعه به‌گونه‌ای است که، جز با تحصیل و حصول این شرایط نهادی بسترساز توسعه، هر کوشش‌های توسعه‌خواهانه‌ای جز رویایی دوردست و آرزویی دست‌نیافتنی در دفتر و دیوان نخواهدبود.