نظام آموزش و پرورش توسعه‌گرا و سطح تحقق آن در ایران، مالزی، ترکیه و کره جنوبی

نویسندگان

1 استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران،ایران

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی،تهران،ایران

doi
10.22054/qjsd.2024.80514.2596
چکیده

حلقه مفقوده توسعه اقتصادی اجتماعی جوامع، عمدتاً فکری- فلسفی است که آن را باید در بازسازی اندیشه‌ها و بهسازی فرآیندهای عمل و بازنگری در سیاست‌گذاری فرهنگی، آموزشی و اقتصادی جستجو نمود. پس بازنگری در سیاست‌گذاری فرهنگی، بخصوص توسعه‌محور نمودن شکل و محتوای سیستم‌های آموزشی، از الزامات جهانی زندگی در هزاره سوم است. مسئله این پژوهش، چیستی این اصلاحات آموزشی توسعه‌گرا برای ایران است. بینش نظری پژوهش «رویکرد قابلیت سازی یا توانمندسازی» می‌باشد. سه شاخص اساسی این رویکرد؛ مشارکت و آزادی انتخاب، عدالت اجتماعی - آموزشی و شایستگی، معرف مولفه‌های ساختاری و محتوایی نظام آموزش پرورش توسعه‌گراست؛ که تحقق آن در یک بافتارفرهنگی سیاسی منسجم و هماهنگ بین اجزاء و زیرنظام‌های آن در جامعه امکان‌پذیر است. رویکرد پژوهش، کیفی، روش آن اسنادی و تطبیقی است. راهبرد تحلیلی، شامل تحلیل اسنادی و الگوی تطبیقی جرج بردی است. سه کشور مورد بررسی (کره جنوبی، مالزی و ترکیه) می‌باشند. نتایج نشان می‌دهد که فاصله نظام آموزش پرورش ایران، در مولفه‌های ساختاری و محتوایی، با رقبای توسعه ایران، زیاد است. الزامات ساختاری و محتوایی برای تحقق نظام آموزش پرورش توسعه‌گرا در ایران شامل؛ تدوین شاخص‌های ارزیابی سند تحول: ایده‌برداری از کشورهای موفق، توجه به عدالت اجتماعی - آموزشی، تحقق چشم انداز مالی مندرج در سند تحول بنیادین؛ رفع موانع سیاسی احتمالی می‌باشد.

کلیدواژه‌ها