مدل علّی گرایش به طلاق عاطفی بر اساس الگوهای ارتباطی زوجین با میانجیگری دلزدگی زناشویی (مطالعه موردی: شهرستان قصرشیرین)
نویسندگان
1 استادیار، گروه مشاوره، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
2 دانشجوی دکتری مشاوه، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
3 استادیار گروه روانشناسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران
4 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه مشاوره، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران
doi
10.22034/jips.2019.113849چکیده
پژوهش حاضر، با هدف تدوین مدل علّی گرایش به طلاق عاطفی بر اساس الگوهای ارتباطی زوجین با میانجیگری دلزدگی زناشویی انجام شد. با توجه به هدف، این مطالعه از نوع کاربردی و شیوه اجرای آن توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی زوجین مراجعهکننده به مرکز مشاوره بهزیستی شهرستان قصرشیرین طی سالهای 1398- 1397 بودند که از میان آنها به شیوه در دسترس، 384 زن و مرد بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده، پرسشنامههای استاندارد طلاق عاطفی گاتمن (1999)، الگوهای ارتباطی (CPQ) و دلزدگی زناشویی پاینز (1996) بود. نتایج تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری نشان داد: بین گرایش به طلاق عاطفی بر اساس الگوهای ارتباطی با میانجیگری دلزدگی زناشویی رابطه معنیداری وجود دارد. همچنین، دلزدگی زناشویی، رابطه بین گرایش به طلاق عاطفی و الگوهای ارتباطی را میانجیگری میکند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با افزایش الگوی ارتباطی سازنده متقابل در بین زوجین متقاضی طلاق، آنها دلزدگی زناشویی کمتری را تجربه میکنند. در صورتی که دلزدگی زناشویی زوجین متقاضی طلاق نیز بالا رود، طلاق عاطفی افزایش مییابد.