سیاست هدفمندسازی یارانهها و انسجام اجتماعی در ایران
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبائی
2 عضو هیأت علمی - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی
3 هیات علمی
doi
10.22054/qjsd.2024.76798.2544چکیده
با عنایت به ارتباط وثیق سیاستهای اجتماعی با افزایش یا کاهش انسجام اجتماعی، مقاله حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که سیاست هدفمندسازی یارانهها چه رابطهای (فزاینده و مثبت یا فرساینده و منفی) با انسجام اجتماعی در ایران میتواند داشته باشد؟ برای این منظور، نظرات شهروندان در شبکه اجتماعی اینستاگرام (فروردین 1396 تا پایان مرداد 1401) و همچنین آراء انتشار یافته متخصصان در این زمینه مورد تحلیل قرار گرفته است. نمونهگیری از دادههای اینستاگرام چندمرحلهای (نمونهگیری تصادفی سیستماتیک و تصادفی) بوده است. همچنین آراء متخصصان (189 منبع شامل مقاله، مصاحبه، نشستهای رسانهای و یادداشتهای جراید) در این خصوص احصاء و تحلیل شده است. متکی بر دلالتهای نظری پژوهش و تحلیلهای کیفی نظرات کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام و نیز دیدگاه متخصصان ، مضامینی از جمله: «سیاستگذاری کوتاهمدت»، «تعارض دولت – ملت»، « همراهی با سیاست»، « ناهدفمندی یارانهها» و «تفسیر دوگانه از توزیع عادلانه» احصا شد. همچنین مدلی سهوجهی از انسجام اجتماعی در رابطه با سیاست هدفمندسازی یارانهها (شامل «اعتماد عمودی»، «پنداشت نابرابری» و «قطبیشدن اجتماعی») ارائه گردید. مطابق جمعبندی این پژوهش، حمایتهای نقدی گزینشی (با گروههای هدف بزرگ) گرچه در ابتدای معرفی و اجرای سیاست باعث افزایش اعتماد و بهبود رابطه دولت – ملت میشوند، اما بعد از مدتی باعث تبعیض، اعتراض، تنش و در نتیجه کاهش انسجام اجتماعی میشوند.