تمثیل مرگ اختیاری در مثنوی مولوی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 آموزگار آموزش و پرورش شهرستان بدره، ایلام، ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران
doi
10.22054/msil.2025.82538.1152چکیده
بحث مرگ یکی از مهمترین بنیانهای فکری مولوی است که با عناوین گوناگون مطرح شدهاست. او سعادت انسانها را در تزکیه نفس و مرگ رذایل پیش از اجل مسمی میداند. مولوی معتقد است کسانی که مرگ ارادی برگزینند انتقال روح هنگام مرگ طبیعی ندارند زیرا پیش از مرگ، روح آنان به خاطر تحصیل حاصل در عالم قدس جای دارد. او در کتاب مثنوی، شخصیتهایی همچون پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) را بهترین الگو برای طریق موت ارادی میداند و نه تنها مرگ اختیاری را منافی نابودی دانسته بلکه به تبیین تکاملی آن به عنوان سنگ محک، ابزار تحول و غنیمت الهی پرداخته با عناوینی مانند: آب حیات، دریای اسرار الهی، عشق، نور، آزادی، گنج، هدیهی الهی، جاودانگی، تولد دوم، مرگ بیمرگی، برگ بیبرگی، منادی وحدت، فقر و فنای فی الله و ... از آن یاد کرده مراتب کمال آن در انا الحق حلاج دیدهاست. این مقاله به شیوهی تحلیلی- توصیفی، نکات ظریف و عالمانه و نگرش تمثیلی مولانا به مرگ اختیاری که خاص عارفان و واصلان است، بررسی کردهاست. جامعهی آماری پژوهش کتاب مثنوی مولوی و نمونههای آماری بخشهایی از کتاب مذکور است که به مرگ اختیاری اشاره کردهاست. روش گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانهای است. یاسخ پرسش این تحقیق، رسیدن به مصادیق تمثیلی مرگ اختیاری در مثنوی است.