رویکرد به اشتغال و روند اشتغالزایی در قوانین برنامههای توسعه جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی جامعه شناسی اقتصادی و توسعه، واحد آزادشهر،دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران
2 استادیار علوم اجتماعی ،واحد آزادشهر،دانشگاه آزاد اسلامی،آزادشهر،ایران.
3 استادیار علوم اجتماعی دانشگاه پیام نور،تهران،ایران.
4 استادیار علوم اجتماعی، واحد آزادشهر،دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران.
doi
10.22054/qjsd.2023.71479.2439چکیده
نتایج حاصل از تحلیل گفتمان حاکی از آن بود که در گفتمان اشتغالزایی حاکم بر قوانین برنامههای توسعه، دال شناور «اشتغالزایی»، در قالب نشانههایی مرکزی مشتمل بر «تقلیل نرخ بیکاری» در قالب برنامه اول توسعه، «اشاعه و ترویج فرهنگ کار» در قالب برنامه دوم، «ایجاد اشتغال در مناطق کمتر توسعهیافته» در قالب برنامه سوم، «رفع موانع اشتغالزایی» در قالب برنامه چهارم، «ایجاد اشتغال پایدار» در قالب برنامه پنجم و در آخر «نگرش کلان و فرابخشی به اشتغالزایی» در قالب برنامه ششم توسعه مسدود گردیده؛ اما در عرصه عمل، مفصلبندی گفتمانهای حاکم بر هر برنامه در حوزه اشتغال، حول نشانههای مرکزی مذکور، متمایز از یکدیگر بوده و نشانههای اصلی متفاوتی، نظام معنایی حاکم بر مفصلبندی گفتمان اشتغالزایی در برنامههای توسعه را شکل دادهاند؛ چرا که هر چند در شش برنامه توسعه کشور، اشتغالزایی سیاستی اصلی و برجسته در حوزه اشتغال و به تبع آن کاهش بیکاری لحاظ گردیده، اما بر مبنای سکوهای نظری و بسترهای هویتی دو جناح غالب (اصولگرا و اصلاحطلب)، از سویی در ادوار مختلف مجلس که نقش تصویبکننده سیاستگذاریها را بر عهده داشتهاند و از سویی در دولتهای مجری قوانین برنامههای توسعه، در قالب راهبردها و سازوکارهایی، اشتغالزایی پیگیری شده و رویکرد به مقوله اشتغال و اشتغالزایی نگرشی مبتنی بر اصول گفتمانیای بوده که بر آن دوره، تفوق و تسلط گفتمانی داشته است