ظرفیتشناسی نظریه امامت در بازتولید نظم نوین جهانی با تأکید بر الگوی راهپیمایی اربعین
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
2 استادیار گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران
doi
چکیده
نظم جهانی معاصر بهواسطه سیطره عقلانیت ابزاری و منفعتمحوری با بحرانهای متعددی همچون نابرابری، خشونت ساختاری و بحرانهای هویتی مواجه است. این وضعیت، ضرورت بازخوانی ظرفیتهای تمدنی آموزههای اسلامی را در عرصه بازتولید نظم نوین جهانی آشکار میسازد. در این میان، نظریه امامت در اندیشه شیعی، با تأکید بر محوریت ولایت الهی و حبّ ولیالله، الگویی بدیل برای ساماندهی روابط انسانی و اجتماعی ارائه میدهد. این الگو مبتنی بر رویکرد «تکلیفمحوری» بهجای «منفعتمحوری» است و قابلیت آن را دارد که مبنای نظمی عادلانه، معنوی و همگرا در سطح جهانی قرار گیرد. راهپیمایی اربعین بهعنوان یکی از بزرگترین تجمعات انسانی و دینی معاصر، نمونهای عینی از تجلی این ظرفیتهاست. در این آیین، میلیونها زائر از ملیتها، قومیتها و طبقات اجتماعی گوناگون در فضایی آکنده از ایثار، تکریم و اخوت گردهم میآیند؛ فضایی که فاقد بسیاری از بحرانهای رایج اجتماعات مدرن نظیر خشونت، رقابت منفعتطلبانه و ابتذال فرهنگی است. چنین مناسکی نهتنها بازنمایی عینی از جامعه مهدوی است، بلکه نشان میدهد که امکان تحقق روابط اجتماعی بر مبنای حبّ ولیالله و تکلیفمحوری وجود دارد. این پژوهش با روش تحلیل نظری ـ مفهومی و با استفاده از مطالعه موردی راهپیمایی اربعین، در پی ظرفیتشناسی نظریه امامت برای بازتولید نظم نوین جهانی است. یافتهها نشان میدهد که الگوی روابط اجتماعی برآمده از امامت و متجلی در اربعین، قادر است با تغییر ذائقه اجتماعی و سبک زندگی، بنیانی نو برای همگرایی تمدنی و نظم جهانی آینده فراهم آورد.