تحلیل تطبیقی مفهوم مدینه فاضله در اندیشه حکیم فارابی و شهر شرعی در آرای آیتالله اراکی
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، دانشکده معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.47176/cir.2502.1220چکیده
ایده آرمانشهر، سابقهای کهن در اندیشه بشری دارد و همواره بهمنزله واکنشی به ناکامیها و بحرانهای اجتماعی، اخلاقی و معنوی، محل تأمل و بازاندیشی درباره نظم مطلوب جامعه بوده است. در جهان اسلام، این مفهوم با اتکا به آموزههای وحیانی و فلسفی، صورتی خاص به خود گرفته و به تبیین ساختاری از شهر اسلامی منجر شده که اهدافی چون عدالت، سعادت و عبودیت را دنبال میکند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی به بررسی ابعاد نظری شهر آرمانی در اندیشههای دو متفکر برجسته یعنی فارابی و محسن اراکی میپردازد که به ترتیب نمایندگان دو رویکرد فلسفی و فقهی تلقی میشوند. فارابی، با تأکید بر عقل فعال، ساختار سلسلهمراتبی هستی و ضرورت حاکمیت حکیم، شهر را فضایی برای شکوفایی فضیلت، تحقق سعادت و مشارکت عقلانی شهروندان میداند. در مقابل، اراکی بر اساس نظریه فقه نظام و ولایت دینی، شهری مبتنی بر شریعت اسلامی تصویر میکند که در آن قانون، رهبری، شهروندی و حتی ساختار کالبدی، در خدمت تحقق توحید، عدالت اجتماعی و اهداف الهی قرار میگیرند. در هر دو رویکرد، شهر آرمانی نیازمند جامعهای هماهنگ، رهبری مشروع، قانون متعالی و کالبدی معنادار است، اما مبانی معرفتشناختی و هستیشناختی آنها متفاوت است. این مقاله بر ضرورت تعامل میان فلسفه و فقه اسلامی در بازتعریف شهر اسلامی معاصر تأکید میورزد و نشان میدهد که بهرهگیری از گفتمان میانرشتهای میتواند زمینهساز ارائه الگویی نظری و کاربردی برای طراحی و مدیریت شهر اسلامی در جهان معاصر باشد.