روانشناسی تطبیقی رنگ‌ها در «سقط الزند» معرّی و دیوان رودکی برپایه نظریه ماکس لوشر

نویسندگان

1 دانشگاه زابل

2 دانشگاه زابل

3 دانشگاه زابل

doi
10.22067/jall.v11i2.45820
چکیده

ابوالعلاء معری، شاعر نابینای عرب­ و رودکی، شاعر نابینای فارسی­زبان، در تصاویر شعری خود استفادة قابل ملاحظه‌ای از رنگ دارند. از آن‌جا که شعر آیینة تمام‌نمای روحیات روانی شاعر است؛ تحقیق در رنگ‌های به‌کار رفته در آن نیز می‌تواند از اهمیت بالایی برخوردار باشد و به عنوان ابزاری مهم در شناسایی هنجارها، واکنش‌ها و رفتارهای شاعر قلمداد گردد. جستار پیش‌رو با هدف روان‌شناسی شخصیت معری و رودکی بر اساس آزمایش رنگ ماکس لوشر، و با فرض این‌که خصوصیات رفتاری این دو شاعر نابینا قرابت‌هایی بسیار زیادی با هم دارند، در تلاش است تا با روش توصیفی-تحلیلی رنگ‌های «سقط الزند» معری و دیوان رودکی را بررسی و تحلیل کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که از میان چهار گروهِ رنگِ نظریة لوشر، گروه اول و دومِ رنگ­های اشعار هر دو شاعر دقیقاً مانند هم است. بر این اساس، معری و رودکی هر دو افرادی هستند که از تحریکات شدید که منجر به جدایی آن­ها از جامعه می‌گردد، رنج می‌برند و امیدوارند که بتوانند بر بسیاری از محدودیت‌های خود فائق آیند. با این تفاوت که ابوالعلاء علی‌رغم تمایلات درونی به ایجاد روابط صمیمی، روابط عاطفی خود را شدیداً کنترل می‌‌کند و فقط افرادی را به حیطة شخصی خود نزدیک می‌کند که نگرشی مشابه او دارند و همانند او می‌اندیشند؛ ولی رودکی تمایل به ایجاد روابط اجتماعی و مهرورزانة خویش را به­راحتی آشکار می­نماید و از این­که به نیاز او برای عشق­ورزی و درک محبت متقابل، پاسخی­داده نمی­شود، احساس ناشکیبایی می­کند.