بررسی حجم و پارامترهای آماری رسوبشناسی در آبراهههای بالادست اتوبان تهران - قزوین، واقع در حوزه آبخیز خور و سفیدارک
نویسندگان
1 استاد دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
3 کارشناس ارشد، اداره کل منابع طبیعی استان تهران
4 استاد، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
5 کارشناسی ارشد آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران
doi
10.22092/ijrdr.2012.103155چکیده
تفاوت در اندازه ذرات پاییندست رود، ابزار مناسبی برای درک بهتر سیر تکاملی و تغییرات مورفولوژیکی کانال رودخانه شامل انتقال رسوب، مهاجرت بستر کانال، خطر سیلاب و فعالیتهای انسانی میباشد. مطالعه حاضر به بررسی رسوبشناسی و رسوبات تولیدی مراتع بالادست اتوبان تهران- قزوین میپردازد که در حوضه خور و سفیدارک، در شمال شهرستان هشتگرد و در استان تهران قرار گرفته است. دو آبراهه اصلی با بستر گراولی- ماسهای بهعنوان زهکشهای اصلی این منطقه مورد مطالعه قرار گرفتهاند و هدف از انجام این مطالعه، بررسی تغییرات اندازه ذرات براساس پیوستگی رسوبی و ارتباط آن با عوامل بافتی نظیر جورشدگی، کجشدگی و کشیدگی و محاسبه تقریبی حجم رسوبات پشت سدها میباشد. این عاملها در غالب 66 نمونه و از بالادست به طرف پاییندست در سرشاخههای خور و سفیدارک، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. تمام فاکتورهای طبیعی (رودهای فرعی و منابع رسوب جانبی) و نیز فاکتورهای غیرطبیعی (مانند بندها) در تغییرات بافتی در این سیستم مؤثر میباشند و نتایج حکایت از پیوستگی رسوبی در طول آبراههها دارد، که بهعلت آهنگ منظم شیب در طول بستر کانال میباشد. ذرات رسوبی در طول این سرشاخه از جورشدگی متوسطی برخوردارند که به سمت پاییندست به واسطه ورود آبراهههای فرعی و افزایش تعداد سازندهای سهیم در تولید رسوبات و در کل افزایش تنوع رسوبی، جورشدگی کاهش و به سمت ضعیف تمایل پیدا کرده است. بررسی حجم رسوبات کف نشان میدهد که حجم بارکف در سرشاخه خور 6/271 متر مکعب در سال و در سرشاخه سفیدارک 3/246 متر مکعب در سال است