نقش و جایگاه زنان در تمدن نوین اسلامی بر پایه اولویت بندی مسئولیت بانوان در برابر حکومت اسلامی، خانواده و اجتماع
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه جامع امام حسین علیهالسلام، تهران، ایران
doi
10.47176/cir.2502.1218چکیده
تمدن نوین اسلامی، در گام نظری و عملی خود، با پرسشی بنیادین از «زن» و «جایگاه او» روبروست. نباید این پرسش را در دایره تقلیلگراییهای سنتی یا التقاط با الگوهای غربی گنجاند، بلکه مستلزم خلق هندسهای نوین از مسئولیتهای چندلایهای بانوان است. بررسی نقش زنان، بدون در نظر گرفتن مفهوم و نهاد خانواده، منجر به شکلگیری تحلیل ناقص و نادرستی از نقش آنان خواهد شد. یکی از محورهای اصلی هویتی و ساختاری تمدن ها در الگوی تشکیل و اداره خانواده آن تمدن تجلی مییابد. در الگوی خانوادهداری، نقش زنان بسیار حائز اهمیت است به نحوی که میتوان یکی از وجوه افتراق تمدنها را متاثر از تعریف نقش متفاوت آنان از جایگاه زنان به حساب آورد. هدف این پژوهش تبیین نقش و جایگاه زنان در جامعه اسلامی است، به نحوی که نقش آنان هم در قبال حکومت اسلامی و هم به عنوان قلب تپنده خانواده و هم عضو اثرگذار اجتماع تعریف شود. بنابراین، مسئله اصلی، نه حذف یا تضعیف این عرصهها است، بلکه تبیین منطق اولویتگذاری در نقش زنان میباشد. این تحقیق با روش اسنادی و با مطالعه آثار کتابخانه ای انجام شده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد در تمدن نوین اسلامی، زنان نه متاثر از الگوی ذهنی برخی صاحب نظران، فاقد حضور اجتماعی هستند و نه مانند الگوی غربی که شعار برابری جنسیتی در حضور اجتماعی میدهند، بلکه راهی که تمدن نوین اسلامی ترسیم میکند الگوی سومی است که محور تعیین نقش در آن بر اساس وظایف زنان در برابر حکومت اسلامی، ولی جامعه، خانواده و نوع خلقت جسمی و روحی زنان میباشد.