بررسی اثرات تمدنی نظریه روانکاوی فروید و نقد آن بر اساس نظریه فطرت شهید مطهری
نویسندگان
1 دکترای ارتباطات، پژوهشگر، دانشگاه جامع امام حسین علیهالسلام، تهران، ایران
doi
10.47176/cir.2502.1217چکیده
جریانهای روانشناسی اگرچه به ظاهر بیشتر رویکردهای فردی و کمتر تمدنی داشتهاند، اما درست یا غلط توانستهاند اثرات تمدنی بسیاری بگذارند. یکی از مهمترین این جریانها، رویکرد روانکاو فروید است که جزو پیشگامان روانشناسی است. نقش هدف از این پژوهش، بررسی اثرات تمدنی نظریه روانکاوی زیگموند فروید و نقد آن بر اساس مبانی نظری فطرت در اندیشه شهید مرتضی مطهری است. این تحقیق در تلاش است تا با تحلیل تطبیقی دو دیدگاه متفاوت درباره ماهیت انسان، نقش این مبانی در شکلدهی به تمدنهای انسانی را روشن سازد. روش پژوهش به صورت تحلیلی تطبیقی انجام شده است. در این راستا ابتدا مبانی نظریهی روانکاوی فروید شامل ساختار شخصیت، مکانیسمهای دفاعی، مراحل رشد روانی و نگاه فروید به زن و اضطراب بررسی گردید. سپس اثرات تمدنی این نظریه در حوزههای رواندرمانی، فلسفه، علوم شناختی، هنر و تغییرات اجتماعی تحلیل شد. در ادامه، نظریه فطرت شهید مطهری تبیین شد و کارکرد آن در ایجاد نظامهای اخلاقی، حقوقی و فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت. در پایان، مقایسهای تطبیقی میان این دو دیدگاه صورت گرفت و نقد مبنایی نظریه روانکاوی ارائه گردید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نظریه روانکاوی فروید با تأکید بر نیروهای ناهشیار و تعارضات درونی، تصویری تقلیلگرایانه از انسان ارائه میدهد که تمدنی مبتنی بر سرکوب غرایز و بحرانهای درونی میسازد. در مقابل، نظریه فطرت شهید مطهری با تأکید بر آگاهی، اختیار و سرشت الهی انسان، الگوی تمدنی تعالیبخش، اخلاقی و معنویت محور را مطرح میکند و از این رهگذر نشان میدهد که روانکاوی فروید تا چه میزان ناکام و مخرب است. این پژوهش بر ضرورت بازنگری در مبانی انسانشناختی تمدن معاصر و احیای مفهوم فطرت در نظریهپردازیهای تمدنی تأکید مینماید.