موانع و چالش های مددکاری اجتماعیِ صنعتی در ایران؛ یک نظریه ی زمینه ای
نویسندگان
1 ایران، یزد، دانشگاه یزد
2 جامعه شناسی/ دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22054/qjsd.2022.65162.2283چکیده
یکی از گرایشهای مددکاری اجتماعی حوزه صنعت است که با جنبشهای کارگری در دنیا شروع شد و بیشتر صنایع مهم دنیا از وجود این مددکاران بهره مند می شوند. بعد از گذشته بیش از 50 سال از ورود مددکاری اجتماعی به ایران و نیز وجود این گرایش در صنعت نفت، امّا توسعهای در آن ایجاد نشده است. هدف پژوهش حاضر، کشف و واکاوی عدم تحقق و توسعه مددکاری اجتماعیِ صنعتی در صنایع ایران است. تحقیق حاضر یک مطالعهی کیفی در سطح ملی است که با معیار اشباع دادهها و به روشمصاحبهی نیمهساختاریافته 10 نفر از مددکاران اجتماعی صاحبنظر و مرتبط با موضوع به صورت هدفمند در آن مشارکت کردند. دادهها به روش نظریهی زمینهای مورد تحلیل واقع شد. پژوهش نشان داد که موانع چندگانهای پیش روی مددکاران اجتماعی صنعتی عبارتند از موانع ساختاری، جایگاه شغلی مبهم، و بیدانشی و خامدستی. پدیدهی ساختاری برساختشده عبارت است از محدودیت نقش. برای تحقق و توسعه ی مددکاری اجتماعی صنعتی، علاوه بر رفع موانع مطرح شده، این مددکاران اجتماعی هستند که باید خود را به صنعت ارائه کنند تا فرصت هایی که می توانند برای صنعت ایجاد کنند را بشناسانند و از ظرفیت های رشته ی حرفه ای خود در راستای اهداف مهم صنایع بهره بگیرند. در واقع، مطالبهگری حرفهای مددکاری اجتماعی صنعتی، یکی از راهبردهای اصلی در جهت تحقق این امر است.