تغییر مؤلفه های اندیشهای در جنگ شناختی امویان علیه اهل بیت(علیهمالسلام)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی، قم، ایران
2 استادیار، گروه تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دانشگاه معارف اسلامی قم، قم، ایران
doi
Doi:10.47176/cir.2025.1213چکیده
مدیریت ادراک، شناخت و تاثیرگذاری بر افکار عمومی همواره از دیرباز به خصوص از سوی دولتمردان و حکومتهای گوناگون مورد توجه بوده است. تا جایی که دولتها برای استمرار حیات خویش ناگزیر به همسوسازی افکار عمومی با اهداف و برنامههای خود میپرداختند. در این میان بررسی جنگ شناختی امویان علیه اهلبیت(علیهمالسلام) به عنوان مصداقی تاریخی در این زمینه، از اهمیت خاصی برخوردار است. چرا که به گواه تاریخ، امویان یکی از بزرگترین تهدیدات جامعه اسلامی بودهاند و در عرصه جنگ شناختی نیز ریشه بسیاری از انحرافات فکری در جهان اسلام به این خاندان باز میگردد. از این رو در این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی به مساله «تغییر مولفههای فکری جامعه اسلامی» به عنوان یکی از مهمترین راهکنشهای رهبران اموی در جریان جنگِ شناختی علیه اهلبیت(علیهمالسلام)، میپردازیم که در قالب روشهای مختلفی از جمله «خصوصیت زدایی از مولفههای رهبری» و «ترویج انگاره عدم انحصار خلافت در اهلبیت(علیهمالسلام)»، «ترویج انگاره جدایی دین از سیاست و خلافت»، «ترویج اندیشههای همسو» و «تغییر در مرجعیت فکری جامعه اسلامی» بروز و ظهور یافت و به صورت مستقیم در حوزه شناخت مردم اثر گذاشت.