بررسی ابتناء هنر دینی بر امور فطری در گستره فرایند آموزش الهیات
نویسندگان
1 استادیار،گروه آموزش الهیات، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 استادیار،گروه آموزش الهیات ، معارف و تربیت اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.28211685/CIR.2410.1183.3.11.2چکیده
هنر در اندیشهی دینی جایگاه والایی دارد. همواره دین از هنر برای تبیین جنبههای گوناگون خویش بهره جسته و هنر نیز از مبانی و مفاهیم دینی اشراب شده و در پرتو این بهرهمندی رشد کرده است؛ بنابراین بین دین و هنر پیوند وثیقی است. دین و هنر دینی، نیازهای فطری و روحی انسان را تأمین میکنند، به همین علت هر دو همزاد و همزیست انسان هستند. عرصهی مبانی هنر دینی در حوزهی ادبیات نظری از خلأ رنج میبرند. یکی از این ساحتها مبانی انسانشناسانه هنر در تربیت دینی است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی - اسنادی نقش امور فطری در هنر و تأثیر آن در دانش محتوایی تربیت اسلامی را بررسی میکند و این پرسش اصلی را پی میگیرد که امور فطری هنر دینی در آموزش الهیات چه کارکردهایی دارند؟ فرضیهی حاکم بر این بررسی این است که امور گوناگون فطری هنر دینی نقش تأثیرگذار در آموزش الهیات دارند. یافتههای پژوهش نیز حاکی از آن است که امور فطری چون حقیقتجویی و واقعگرایی، زیباییخواهی، پرستش و خلاقیت انعکاس خاص خود را در ساحت هنر دینی در قلمرو آموزش الهیات داشته و نشان دادهاند. حاصل مبنای امور فطری در محتوا و صورت هنر، زایش انگارهی هنر دینی و آفرینش آثار هنری فاخر خواهد بود و بهوسیله آن تجربهی یادگیری محقق میشود و سبک زندگی متربی بهصورت ماندگارتری تغییر خواهد یافت. علاوه بر این مبنای امور فطری هنر دینی در ارزیابی آثار هنری نیز کارگشاست و ما را از کاربرد مبانی غربی در نقد هنر بینیاز میکند. همچنین، کارکردهای یادشده ما را به نقشبرجستهی هنر دینی در تمدنسازی اسلامی - ایرانی و حتی جهانی رهنمون میدارد.