بازخوانی بنیان های تمدنی با رویکرد واقع گرایی در قلمرو علم و فلسفه (با تاکید بر دیدگاه علامه طباطبائی)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه معرفت شناسی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، قم، ایران
2 نویسنده مسئول: دانشجوی دکتری حکمت متعالیه، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران
doi
10.28211685/CIR.2205.1055.1.3.3چکیده
رئالیسم فلسفی علامه طباطبائی با استدلالهایی همچون فطری دانستن علم به عالم خارج و همینطور استفاده از اصل علیت به اثبات عالم خارج میپردازد. در بعد معرفتشناختی نیز با تبیین ارتباط میان معرفتهای حصولی و حضوری و ارجاع علوم حصولی به حضوری، فرایند دستیابی به معرفت مطابق با واقع را اثبات میکند. از سوی دیگر در رئالیسم علمی ادعا میشود؛ هویات نظری مفروض در نظریههای علمی، از عالم واقع حکایت می کنند و عالم همانگونه است که نظریههای علمی آن را تبیین میکنند. ولی ادلهای که برای اثبات وجود هویات نظری و واقعنمائی نظریههای علمی ارائه میگردد، در اثبات مدعا، ناکارآمد هستند. نسبیت معرفت و امور مختلف وابسته به آن مانند؛ اخلاق ، حقوق، سیاست، هنر، ادبیات و بطور کلی هر مقوله مهمی که وابسته به شناخت و معرفت است از لوازم واقعگرایی و غیرواقع-گرایی است. . با توجه به اینکه واقعگرایی هستیشناختی و معرفتشناختی ارتباط مستقیمی با ساختار تمدن، روابط اجتماعی، اهداف و چشم اندازهای یک تمدن دارد، بررسی رویکرد واقعگرایی هستی شناختی و معرفت شناختی گامی اساسی در ارزیابی تمدنهای مختلف به شمار میرود. در این تحقیق که به روش توصیفی و تحلیلی، صورت گرفته است ضمن تبیین رئالیسم فلسفی و علمی به بررسی مولفهها و ادله آنها میپردازیم.