توسعه مرز محور و اضمحلال ظرفیتها و فرصتهای اجتماعات مرزی؛ با تاکید بر نقد بازارچههای مرزی (مورد مطالعه؛ بازارچههای مرزی ننور شهرستان بانه و خاو و میر آباد شهرستان مریوان)
نویسندگان
1 استادیار جامعه شناسی دانشگاه کردستان
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 استادیار جامعه شناسی دانشگاه کردستان
doi
10.22054/qjsd.2020.53491.2011چکیده
چکیدهمفروضه بنیادین پژوهش حاضر این گزاره است که بازارچههای مرزی و توسعه وابسته آن، سیاست مناسبی برای توسعه مناطق مرزی نبوده است. روش پژوهش حاضر، روش نظریهی زمینهای است که در آن به شرایط زمینهای، علی و مداخلهای، پیامدها و همچنین راهبردها می-پردازد. ابزار گردآوری دادههای مصاحبه نیمهساختیافته است که در این راستا با 45 نفر از ذیربطان و ذینفعان بعنوان نمونههای هدفمند شامل دهیاران، اعضای شوراهای بخش و روستاها، کارشناسان بازارچهها تا مرحله اشباع دادهها، گفتگوهای عمیق صورت گرفت. بر اساس منطق روش نظریه زمینهها دادهها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی استخراج شدند که تعداد مفاهیم ساختهشده در این مرحله 134 مفهوم اولیه، 15 مقولۀ محوری، ٤ مقولۀ اصلی و یک مقولۀ هستهای استخراج شد. مقولات اصلی عبارتند از؛ کمبود زیرساختهای توسعهای، اضمحلال بخش کشاورزی و دامداری و انزوای فرهنگی_اجتماعی، ناکارآمدی در سیاستهای ترمیمی. تحلیل این مقولات، ما را به مقولهی هستهای یعنی طرد نهادی و ساختاری اجتماعات مرزی سوق داد. بر مبنای آن میتوان نتیجه گرفت که منطق حاکم بر توسعهی مرز محور با ارائه بازارچهها به عنوان مهمترین محور توسعه در این مناطق، اجتماعات مرزی را طرد نموده است و ظرفیتها و پتانسیلهای آنها را به اضمحلال کشانده است. واژگان کلیدی: توسعه مرز محور، بازارچههای مرزی، توسعهی محلی، اضمحلال ظرفیتها و فرصتها، اجتماعات مرزی