ریختشناسی نمادهای کهنآیین شمنیسم در افسانۀ عاشیقی اصلی و کرم به روایت سیروس قمری مبتنی بر انسانشناسی تفسیری میرچا الیاده
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تخصصی پژوهش هنر، واحد بینالمللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، کیش، ایران.
2 دانشیار انسانشناسی هنر، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز، تهران، ایران.
3 استاد تمام طراحی پارچه، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یزد، یزد، ایران.
doi
10.48311/cfl.2025.86461.0چکیده
شَمَنیسم بهعنوان یکی از آیینهای دیرین در جهان، ازجمله روشهای هویتشناسی دینی ملل محسوب میشود. اهمیت این کهنآیین از این روست که جسم و روح آدمی را یکجا متأثر میکند و طی فرایندی جادومآب تلاش در جهت درمانگری و حفاظت از جسم و روح را با وساطت شمن یا جادوگر به دست ارواح بر عهده دارد. تاریخ کهن زیست ترکها با ظهور این آیین عجین بوده و بهدلیل همزیستی ترکها و آذربایجانیها، وارد فرهنگ اینان نیز شده است. شاخصترین نمایندۀ فرهنگی اجتماع بزرگ ترکها اوزانها و به تعبیری آذربایجانیها عاشیقها هستند که به جهت کارکرد اجتماعی خویش نقشی مشابه شمن داشته و خالق، پیشبرنده، راوی و قهرمان این قصص هستند. یافتهها نشان میدهد منظومۀ عاشیقی اَصلی و کَرَم بهعنوان یکی از افسانههای آذربایجانی در ایران، مصادیق درهمتنیده از هویت قصص ایرانی همچون عشق، هجر، وصل و مرگ عاشق و معشوقهاش را در جوار موتیفهای نمادین آیین شمنیسم، همچون تشرّف، عضویت، سفر، جستوجو، تأثیر عناصر طبیعی و فراطبیعی، خلسه، لباس و موسیقی را بازمینمایاند و میتواند مواد خام مناسبی برای هنرمندان عرصۀ هنرهای نمایشی و سینما برای تولیدات بومی دربرداشته باشد. نتایج نشاندهندۀ اتکا این قصه به هویت ایرانی و وجود برخی نمادهای مرتبط با کهنآیین شمنیسم را که متأثر از فرهنگ زیستی و جغرافیای ترکها و آذربایجانیهاست نشان میدهد. این پژوهش کیفی، با رویکرد انسانشناسی تفسیری الیاده بر روایت سیروس قَمَری از افسانۀ اصلی و کرم و با بهرهگیری از دادههای کتابخانهای انجام شده است.