تحلیل ظرفیت‌های نمایشی جامع‌الحکایات با رویکرد تئاتر روایی برشت

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی، مؤسسۀ غیرانتفاعی هنر شیراز، شیراز، ایران

2 مدرس سابق گروه ادبیات نمایشی، مؤسسۀ غیرانتفاعی هنر شیراز و دانشجوی دکتری دوم رشتۀ «فولکلور» از دانشگاه لوییزیانای آمریکا

doi
10.48311/cfl.2025.86474.0
چکیده

ادبیات عامه، به‌ویژه در سنت قصه‌گویی و نقالی، همواره دارای عناصر نمایشی‌ بوده است که فراتر از ویژگی‌های صرفاً ادبی، امکان تحلیل نمایشی نیز دارند. جامع‌الحکایات عنوان عمومی مجموعه‌ای از کتاب‌هاست که دربردارندۀ افسانه‌ها، قصه‌ها وحکایت‌های کوتاه و بلند است که در دوران صفوی گردآوری شده‌اند. نسخۀ مورد استفاده در این پژوهش، به همت پگاه خدیش و محمد جعفری (قنواتی) براساس نسخه‌های خطی کتابخانۀ آستان قدس رضوی تدوین و ویرایش شده است. این مجموعه یکی از مهم‌ترین منابع در حوزۀ قصه‌های عامه وادبیات شفاهی به‌شمار می‌رود. وجود ساختار اپیزودیک، ایجاد فاصله‌گذاری و شکستن توهم واقعیت با حضور مستقیم راوی، استفاده از شعر، پند و اندرز و آوردن روایات فرعی در خلال حکایت اصلی در این مجموعه، آن را به متنی مناسب برای مطالعۀ تطبیقی با نظریه‌های نمایشی مدرن بدل کرده است؛ درحالی که تحلیل‌های پیشین، اغلب بر مبنای الگوی تئاتر ارسطویی صورت گرفته‌اند، هدف این مقاله آن است تا با اتکا به نظریۀ تئاتر روایی برتولت برشت و به روش توصیفی ـ تحلیلی بر پایۀ منابع کتابخانه‌ای، چشم‌اندازی نو به تحلیل نمایشی این روایت‌ها بگشاید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بسیاری از مؤلفه‌های ساختاری و روایی این مجموعه، همچون فاصله‌گذاری، ساختار غیرخطی، حضور فعال راوی و روایت چندلایه، با اصول تئاتر روایی هم‌سویی دارند. نتایج پژوهش می‌تواند زمینه‌ساز مطالعات تطبیقی میان متون ادبی عامۀ فارسی و نظریه‌های تئاتری مدرن شود و بستر مناسبی برای بومی‌سازی اجراهای نمایشی براساس متون کلاسیک فراهم آورد.