تحلیل «باغ فردوس» الهامی کرمانشاهی براساس نظریۀ روایتشناسی بلاغی جیمز فیلان
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی کرمانشاه
doi
10.48311/cfl.2025.86431.0چکیده
مثنوی «باغ فردوس» اثر الهامی کرمانشاهی، از مقاتل ادبی ـ تاریخی دورۀ ناصری است که با رویکردی هنری به واقعة عاشورا میپردازد. این پژوهش با هدف تحلیل بلاغی ـ روایی این اثر براساس نظریۀ روایتشناسی بلاغی جیمز فیلان انجام شدهاست. فیلان در این نظریه، بر تعامل سه گانۀ «مؤلف، متن و مخاطب» و شیوه های تأثیرگذاری متن از طریق ابزارهای بلاغی تأکید دارد. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی است و داده ها با مطالعۀ کتابخانه ای گردآوری شدهاند. یافته ها نشان می دهد راوی با به کارگیری هوشمندانۀ تقابل های دوگانه (حق/باطل، شهادت/ستم)، تغییر زاویۀ دید (گذار از روایت سومشخص به گفتوگوهای نمایشی)، و استدلال های اقناعی در سخنان امام حسین (ع) و یارانش، مخاطب را به همدلی با شخصیت ها و پذیرش گفتمان حق مدارانه سوق میدهد؛ همچنین، نمادپردازی ها (مانند «باغ فردوس» بهمثابۀ نماد پیروزی نهایی حق) و ایجاد نوسان روایی بین فشاره (صحنه های نبرد) و گستره (لحظات عاطفی)، به جذابیت و تأثیرگذاری روایت افزوده است. این شگردها نه تنها در انتقال پیام عاشورا مؤثرند، بلکه با تحریک عواطف و تفکر مخاطب، زمینۀ رشد روحی ـ اجتماعی او را فراهم می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که «باغ فردوس» با تلفیق عناصر بلاغی و روایی، از گزارشی تاریخی فراتر رفته و به متنی تأثیرگذار در حوزۀ ادبیات آیینی تبدیل شده است. این مطالعه همچنین کارآمدی نظریۀ فیلان را در تحلیل متون مذهبی ـ تاریخی، با تکیه بر نقش فعال مخاطب، تأیید میکند.