واکاوی سیمای زن ـ پرنده در اسطورههای اسلاوی با رویکرد بینامتنیت
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبانهای خارجه، دانشگاه گنبد کاووس، گنبد کاووس، ایران
doi
10.48311/cfl.2025.86410.0چکیده
مطالعات اسطورهشناسی، هم بر مطالعۀ اسطوره و هم بر مجموعۀ اساطیرِ متعلق به یک سنت مذهبی خاص دلالت دارد و گامی ارزشمند در شناخت گذشتۀ اسرارآمیز نوع بشر و هستیشناسی بهشمار میرود. زن ـ پرنده بهعنوان یکی از انواع موجوداتِ ترکیبیِ نیمهانسان ـ نیمهحیوان، از دیرباز در اغلب تمدنهای بشری مانند یونان، روم، مصر، اسکاندیناوی، اسلاو و حتی ایران در ردیف موجودات اسطورهای یا افسانهای جای داشتهاند. این موجودات گاهی با مفهوم خیر و گاهی با مفهوم شر در ارتباط بوده و بهعبارتی، یا الهی و اهوراییاند یا شیطانی و اهریمنی. در پژوهش حاضر، با اتخاذ روش تحقیق تحلیلی ـ تطبیقی و با تکیه بر نظریۀ بینامتنیت ژرار ژنت برآنیم تا به واکاوی سیمای زن ـ پرنده در اسطورههای اسلاوی و کشف مناسبات بینامتنی آن با نمونههای مشابه در دیگر تمدنها بپردازیم. در اسطورههای اسلاوی پنج نوع زنـپرنده با نامهای آلکانوست، سیرین، گامایون، قو ـ دوشیزه و اِستِراتیم وجود دارد که وجوه تشابه و تفارق آنها بهتفصیل بیان شده است. بررسی یافتههای تحقیق نشان میدهد که هر چند اسطورههای نیمهانسان ـ نیمهپرنده در تمدنهای مصر و بینالنهرین را میتوان بهعنوان پیشمتنهای اولیۀ موجودات زنـپرنده نزد یونانیها و اسلاوها برشمرد، اما پیشمتنهای اصلی برای اسطورههای اسلاوی، اسطورههای یونانیِ هارپی و سیرِن هستند. ویژگی منحصربهفرد اسطورههای اسلاوی، تبلور دین در سیمای آنهاست.