نقد دو رسالۀ «تأدیب‌النسوان» و «معایب‌‌الرجال» با رویکرد زبانی لیکاف

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.48311/cfl.2025.27607
چکیده

بسیاری از زبان‌شناسان اجتماعی با بررسی رابطۀ زبان و جنسیت، بر این باورند زنان به‌دلیل جایگاه اجتماعی فروتری که نسبت به مردان دارند، اقتدارپذیرند و از زبانی با ویژگی‌های مخصوص استفاده می‏کنند که متناسب با جایگاه فرودست آن‌ها در جامعه است. دو رسالۀ تأدیب‌النسوان و معایب‌الرجال نمونه‌ای از نخستین تقابل مردان و زنان در عصر قاجار هستند و این پژوهش در پی آن است تا براساس نظریه‌های زبان‌شناسی اجتماعی به‌ویژه آرای زبانی لیکاف و به شیوۀ استقرایی، با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای، زبان و میزان تأثیر جنسیت نویسندگان بر زبان را در این دو رساله («تأدیب‌النسوان» به‌عنوان نوشتاری مردانه و «معایب‌الرجال» به‌عنوان نوشتاری زنانه) بررسی مقایسه‏ای کند. برای دست‌یابی به این هدف، مؤلفه‌های واژگانی چون رنگ‌واژه‌ها، دش‌واژه‌ها، سوگند واژه‌ها و شاخص ‏هایی در سطح جمله، مانند جمله‌های آمرانه، تعدیل‌کننده‌ها و تشدیدکننده‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج به‌دست‌آمده نشان می‌دهد نویسندۀ مرد، با به‌کارگیری کلیشه‌های زبانی مردانه، در پی تثبیت جایگاه فرادستانۀ خود بر زنان بوده است. در مقابل، نویسندۀ زن، عمدتاً از متغیرهای زبانی زنانه استفاده کرده که این امر می‌تواند نشان‌دهندۀ پذیرش نقش‌های جنسیتی سنتی باشد. با این حال، در برخی موارد، نویسندۀ زن تلاش کرده با استفاده از زبان مردانه، توجه مخاطبان مرد را برانگیزد و قدرت‌نمایی کند. یافته‌های این پژوهش حاکی از آن است که نویسندۀ زن در تلاش برای شکستن مرزهای زبانی و دستیابی به صدایی مستقل، با چالش‌ها و موانعی مواجه بوده‌ و گاهی ناگزیر به استفاده از زبان مردانه شده ‌است.