چهرۀ ناخودی در سروده های شاعرانِ عربِ دورۀ عباسی (برای نمونه: چهره های ایرانی پیشااسلامی)

نویسندگان

1 دانشگاه کاشان

2 دانشگاه کاشان

doi
10.22067/jall.v10i18.67326
چکیده

پیوند دینی، تاریخی و سیاسی میان ایرانی­ها و عرب­ها را از زوایای گوناگون می­توان تماشا و غوررسی کرد؛ و کم نیست آنچه در این زمینه، به رشتة تحریر درآمده است. این پیوند و اثرگذاری دوسویه را در بسیاری از زمینه­ های به‌ویژه ادبی و دینی به‌ روشنی می­بینیم. تصویر ایرانِ تاریخی و افسانه­ای در ادبیات عربی، چه در شعر و چه در نثر، یکی از این نشانه ­هاست. اگر به سروده­های شاعران عرب ­نژاد­ در دورة عباسی نگاه کنیم، پیوسته با نام شخصیت­های ایرانی روبه‌رو می­شویم؛ طبیعی است که در سروده­های شاعران وطن­ پرست ایرانی، چهره­ای مثبت از این کسان ارائه شود اما وقتی می­بینیم بیش­تر شاعران عرب­ نژادی نیز که هیچ حس وطن­ پرستی ایرانی ندارند، همواره به نیک­نامی از آن­ها یاد می­کنند، موضوع، متفاوت و ریشه­ یابی ریزبینانه ­تری احساس می­شود. ازآنجاکه شاعر عرب‌زبان و به‌ویژه کسی که ریشه ایرانی ندارد، هرازگاهی این نام­های ایرانی را که از لحاظ دینی و ملیت با او هم­ساز نبوده فراخوانی می­کند، بایسته است بررسی شود که او چگونه این افراد ناخودی را به تصویر می­کشد. آنچه در این جستار می­آید از یک سو نشان می­دهد که تا چه اندازه میراث ایران پیش از ­اسلام برای عرب­ها و مسلمانان دورۀ عباسی، شناخته­ شده بوده است و از دیگر سو، به اهمیت و ارزش این میراث در سده­ های نخستین اسلامی اشاره دارد. تصویر ایرانیان در شعر عربی دورۀ عباسی، برخلاف متونی که از روی جانبداری از سوی ایرانیان و عرب­ها نوشته شده، نه‌تنها پاک نگشته بلکه چه بسا نیکو و مثبت ارائه شده است.