سیمای یار در سرودههای محلی استان کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر موانع وصال
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه یاسوج، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی
doi
10.48311/cfl.2025.23975چکیده
یکی از مهمترین واژگان کلیدی اشعار لری، معشوق (یار) است که وصف زیبایی و ذکر صفات و ویژگیهای ظاهری و اخلاقی وی از بنمایهها و موتیفهای برجستۀ شاعران محلی است. عشق، معشوق، عاشق، فراق معشوق، سوز و گداز، موانع وصال و رقیب، مجموعه واژگان غنایی هستند که در زیستبوم عشایری در کنار کوههای سر به فلک کشیده و دامنههای سرسبز و پهندشتهای اردیبهشت بهاری، مفهوم معنایی کاملتری مییابند. فراق که زاییدۀ عشق است در زیستبوم عشایری، هرآنگاه که با محرومیتها و ناکامیهای اجتماعی عجین شود، سوزناکتر میشود و هر آنچه از دل برآید، بر دل بهتر نشیند و تأثیرگذارتر خواهد بود و سیمای معشوق شعر لری در غارتگری، دلیری و عیاری، همانند معشوق غزل فارسی بوده و همچنین، صدای موسیقی شعر لری که برگرفته از ناکامیها و مشقتهای عشقی و غیرعشقی است، محزونتر و غمگینتر بوده و آرزوی بازگشت به دوران شاد گذشته را دارد. در این جستار ادبی، سیمای معشوق در قالب توصیف ویژگیهای ظاهری (چشم، ابرو، قد، لب، صورت) و رفتاری (اعراض و رویگردانی، بیرحمی و ستمگری، ناز و کرشمه، ایما و اشاره) به همراه عناوین استعاری یار برنو (berno)، شلال (shelal) ، شکال (shkal)، کهره شکال (karah shekal) و همچنین موانع وصال یار (موانع طبیعی و غیرطبیعی) موردبررسی قرارگرفته است. هدف نگارندگان، ضمن پرداختن به بازتاب جنبههای زیباشناسانۀ یار در سرودههای محلی، اهمیت کمی و کیفی عشق و عاشقی را در زیستبوم فرهنگ لری مد نظر قرار دادهاند و شیوۀ پژوهش به شکل بنیادی بر پایۀ مطالعات کتابخانهای ـ میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است.