هنر ـ صنعت سفال در مَثل‌های مازندرانی (مطالعۀ موردی: بررسی کوزه‌ در ضرب‌المثل‌های مازندرانی)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده‌ی ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران

doi
چکیده

پیشینۀ هنر ـ صنعت سفال‏گری در مازندران به هزارۀ هشتم پیش از میلاد می‏رسد و سطح گستردگی و پراکندگی این فن را می‏توان در جای‏جای این استان مشاهده کرد. کوزه یکی از بایسته‏ترین فراورده‏های سفالی است که بیشتر با هدف رفع نیاز‏های ضروری زندگیِ روزمره تولید و تکثیر می‏شود. یکی از راه‏های مطالعۀ فرهنگ جوامع، بررسی ادبیات عامه (فولکوریک) به‏ویژه ادبیات شفاهی آن جامعه، خاصه مطالعۀ ضرب‏المثل‏هاست. جستار حاضر که با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‏گیری از امکانات کتابخانه‏ای نوشته شده ‏است، می‏کوشد تا به بررسی کارکرد «کوزه» (کلا، پیلک یا پلیکا و گمی در زبان مازندرانی) در ضرب‏المثل‏های مازندرانی و نوع مواجهۀ مردم این استان با آن فراوردۀ سفالین از منظر هنری ـ ادبی بپردازد. نتایج این جستار نشان می‏دهد که وجود ضرب‏المثل‏های ساخته‏شده از کوزه‏های سفالی، با لهجه‏های مختلف (از شرق تا غرب استان مازندران) نشان‏گر حضور و وفور این محصول هنری و کاربردی در سراسر استان است. همچنین بررسی مَثل‏های مازندرانی که عمدتاً موجز و دولختی‏اند، نشان می‏دهد که آفرینندگان امثال علاقه‏ای به ذکر جنس و نوع خاک و همچنین به تکنیک ساخت و پرداخت (طرح‏ها، تصویرها، رنگ‏ها، نقش‏ها و لعاب‏ها) کوزه‏ها ندارند و به‏جای آن، تأکید و تمرکز را خود برای تولید مفاهیم، بیشتر بر محور هم‏نشینیِ کوزه با دیگر عناصر (غالباً مایعات و غلات) که در دل آن ریخته می‏شده، نهاده‏اند‏.