تحلیل آرکه‌تایپی قصۀ «ملک ابراهیم و دختران پاشاه مصر»

نویسندگان

1 Ph.D graduate of Khorramabad Azad University and secretary of two high schools in Khorramabad district

2 Professor of Islamic Azad University, Khorramabad branch

3 استاد دانشگاه لرستان

doi
چکیده

قصه‏های پریان به‌عنوان بخش بزرگی از ادبیات روایی و شفاهی عامه، سرشار از رمز و رازهای نمادین هستند. کشف این رمز و رازها ما را به جهان بزرگ درون انسان، هدایت می‏کند. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی ـ تحلیلی، نقش‏ها، نشانه‏ها و رویدادهای نمادینِ قصۀ پریانِ «ملک‏ابراهیم و دختران پادشاه مصر» از قصه‏های عامۀ لرستان را به شیوۀ تحلیل آرکه‏تایپی یونگ، بررسی کند. ساختار کلی در ابتدای قصه، به تسلط وجه نرینه و غیبت عنصر مادینه اشاره دارد و درنهایت چگونگی ظهور مادینۀ غایب در پایان قصه را نشان می‌دهد. چهار عملکرد روانی انسان، یعنی تفکر، احساس، دریافت حسی و شهود در قالب شخصیت‏های این قصه نمایان می‏شوند. این قصه چون دیگر قصه‏های پریان، بازتابی از آرکه‏تایپ‏های درونی است. مرگ شاه و جانشینی پسر کوچک، ضرورت نو شدن مداوم خویش را از طریق تماس با جریان رویدادهای روانی در ضمیر ناخودآگاه، انعکاس می‏دهد. آنیما نیز نقش پلی را دارد که به قصد تمامیت روان، به سوی لایه‏های عمیق‏تر ناخودآگاه و خود راه می‏یابد. نتیجه این پژوهش نشان می‏دهد نقش‏ها، رویدادها و چهره‏ها در قصۀ پریان «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» به شکلی نمادین، نیاز ما را برای نیل به ضمیر برتر یا خویشتنی والاتر آشکار می‏کنند؛ امری که با آگاهی از نیروهای ناخودآگاه و آرکه‏تایپ‏ها میسر می‏شود.