تحلیل نشانه شناختی شخصیت ها در حکایت ملک عمر نعمان

نویسندگان

1 دانشگاه لرستان

doi
10.22067/jall.v10i18.61838
چکیده

شخصیت عنصر اصلی داستان است و به مثابۀ ستون فقرات آن به شمار می­رود؛ پس داستان­ پرداز باید تمام تلاش خود را برای آفرینش شخصیت­هایی مبذول کند که دارندۀ نشان­ه ایی باشند که با حوادث، مفاهیم و اهداف قصه متناسب و با عناصر دیگر هم­خوانی داشته باشند. به نظر می­رسد که اسامی شخصیت­ها از مهم­ترین این نشان­ه است و به منزلۀ رمزها یا علاماتی هستند که خواننده را به برخی از مفاهیم داستان رهنمون می­شوند، و چون عنصر شخصیت در داستان­های هزار و یک شب هم از نظر شکل و هم از نظر دلالی اهمیت فراوان دارند، بر آن شدیم که در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی نشانه­ شناسی شخصیت­ها در یکی از حکایت­های آن به عنوان "ملک عمر نعمان و فرزندانش شرکان و ضوءالمکان" بپردازیم و وجوه تسمیه شخصیت­های این حکایت و ارتباط آنها را با روند حوادث و وقایع داستان کشف نماییم. سرانجام به نتایج مهمی پی بردیم؛ از جمله این که اسامی شخصیت­ها در این حکایت نقش مهمی در ساختار و مفاهیم و پیام­های قصه دارند.