تحلیل رزم ابزار‌های حماسی فارسی براساس نظریۀ بیان شفاهی (مطالعه موردی: هفت‌لشکر (طومار جامع نقالان)، طومار نقالی شاهنامه، شاهنامه، شهریارنامه)

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.48311/cfl.12.58.1
چکیده

این مقاله براساس دستاورهای نظریه بیان شفاهی درپی معرفی یکی از ویژگی‌های سنت شفاهی در حماسه فارسی است. لذا بر روی رزم‌ابزارها تمرکز کرده‌ و برای مطالعه، استخراج انواع و میزان بسامد آن، طومار‌ هفت‌لشکر و طومار نقالی شاهنامه را به عنوان نمونه‌هایی از حماسه شفاهی و شاهنامه و شهریارنامه را به عنوان نمونه‌هایی از حماسه منظوم، برگزیده است و در روند این پژوهش علت برجستگی و شهرت رزم‌ابزارهای حماسی را به‌دلیل انتساب به شاهان و پهلوانان، کشور‌/ شهر‌، حیوانات توتمی و نیز اغراق در وزن و قدرت، کاویده است. شاعران حماسه‌سرا/نقالان، این رزم‌ابزارهای ویژه را ‌در شکل و ساخت «گزاره‌های قالبی»، در این مقاله براساس دستاورهای نظریه بیان شفاهی درپی معرفی یکی از ویژگی‌های سنت شفاهی در حماسه فارسی است. لذا بر روی رزم‌ابزارها تمرکز کرده‌ و برای مطالعه، استخراج انواع و میزان بسامد آن، طومار‌ هفت‌لشکر و طومار نقالی شاهنامه را به عنوان نمونه‌هایی از حماسه شفاهی و شاهنامه و شهریارنامه را به عنوان نمونه‌هایی از حماسه منظوم، برگزیده است و در روند این پژوهش علت برجستگی و شهرت رزم‌ابزارهای حماسی را به‌دلیل انتساب به شاهان و پهلوانان، کشور‌/ شهر‌، حیوانات توتمی و نیز اغراق در وزن و قدرت، کاویده است. شاعران حماسه‌سرا/نقالان، این رزم‌ابزارهای ویژه را ‌در شکل و ساخت «گزاره‌های قالبی»، در گنجینه ذهن خویش داشته و در مرحلۀ سرایش حماسه، به‌طور طبیعی و ناخودآگاه وارد آن کرده‌اند. مهم‌ترین دستاورد این پژوهش در کنار معرفی رزم‌ابزارها به‌عنوان یک «گزارۀ‌ قالبی حماسی»، این است که اختلاف در بسامد و تنوع رزم‌ابزار‌ها میان متون منظوم حماسی و طومار‌های نقالی و نیز کاربرد رزم‌ابزارها در متون پیش و هم‌زمان با شاهنامه مانند یادگار زریران، اشعار رودکی، فرخی سیستانی و ... نشان‌دهنده آن است که اولاً «گزاره‌های قالبی رزم‌‌ابزار حماسی» میراثی از سنت شفاهی حماسه فارسی است و شاعران حماسه‌سرا / نقالان حتی فردوسی در ابداع آن‌ها هیچ نقشی ندارند. دیگر آنکه طومار‌های نقالی صرفاً از متون حماسی منظوم متأثر نبوده‌، بلکه روایت‌های شفاهی نیز در شکل‌گیری آن نقش داشته ‌است.