خوانش ترامتنی نقاشی بقاع متبرکۀ گیلان و نقاشی پشت شیشه (زند و قاجار) با تأکید بر رابطۀ فورژی و جایگشت
نویسندگان
1 دانشگاه گیلان، دانشکده هنر و معماری
2 دانشگاه گیلان، دانشکدۀ هنر و معماری
3 دانشگاه محقق اردبیلی
doi
10.48311/cfl.12.58.133چکیده
نقاشیهای بقاع متبرکۀ گیلان همانند نقاشیهای مذهبی پشت شیشه از هنرهای مذهبی دورۀ قاجار است که برای عامۀ مردم با تشویق حکومتها در جهت هدایت افکار عمومی رشد کرده است. میان این نقاشیها از حیث اعتقادات مذهبی شیعه و خاستگاه اجتماعی هنرمندان، وحدت سبک در روایت و تصویرگری قابل مشاهده است. ترامتنیت یکی از نظریههای مهم در زمینههای ادبی و هنری است که توسط ژرار ژنت مطرح شده است. ژنت در ترامتنیت به روشهای گوناگونی پرداخته است که یک متن توسط آن مخاطبش را به یادآوردی متن پیشین دیگری هدایت میکند. پرسش اصلی تحقیق این است که کدام مؤلفههای بهکار رفته در نقاشی پشت شیشه و نقاشی بقاع متبرکه از رابطۀ همانگونگی و تراگونگی برخوردارند. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی و روش گردآوری مطالب کتابخانهای از طریق یادداشتبرداری و تصویرخوانی است. تجزیه و تحلیل دادهها کیفی است. یافتهها حاکی از این است که میان نقاشیهای بقاع متبرکه و نقاشیهای پشت شیشه رابطۀ همانگونگی و تراگونگی همزمان برقرار است. همانگونگی در کاربست عناصر بصری و دلالتهای معنایی، از نوع فورژی با کارکرد جدی و تقلید از فرم و محتوای پیشمتن و تراگونگی از نوع جایگشت در ساختار بصری و دلالتهای معنایی دارای کارکردی جدی در بیشمتن است. در نقاشیهای بقاع متبرکۀ گیلان، نقاش با حذف عناصر، افزایش عناصر و تغییر مضمون، سبب آفرینش مفاهیم تازه شده است.