تجربۀ کودکان خیابانی شهر تهران از مداخلات سازمان‌های رفاهی

نویسندگان

1 استادیارجامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی و رفاه اجتماعی

doi
10.22054/qjsd.2016.3857
چکیده

امروزه مسئلۀ کودکان خیابانی از جمله آسیب­های اجتماعی کشور است. افزایش این پدیده به­رغم تمامی طرح­ها و اقداماتی که برای حل این معضل انجام گرفته است، نشان می­دهد که ­باید به مطالعۀ این مداخلات و دلائل ناکارآمدی آنها از منظر خود گروه هدف پرداخت، از این رو در این مقاله در پی بررسی تجربۀ کودکان خیابانی از مداخلات سازمان­های رفاهی  هستیم. این مطالعه با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه با جامعۀ هدف، در پی بررسی تجربۀ آنان از مداخلات صورت ‌گرفته است، یافته­های حاصل از تحلیل مصاحبه­ها به همراه مشاهدات از میدان، بیانگر این مهم بوده است که کودکان خیابانی درک متفاوتی از اقدامات انجام‌شده برای رفع مشکلات خویش از سوی سازمان‌های رفاهی دارند و عمدتاً این سازمان­ها را به‌عنوان مخل­ آرامش و امنیت خود قلمداد می­کنند تا تأمین‌کنندۀ آن. این مطالعه نشان می­دهد که میان اولویت کودکان و سازمان­های مداخله­گر تفاوت جدی وجود دارد. همچنین تفسیر کودکان از عملکرد این سازمان­ها بسیار متفاوت از اهدافی است که سازمان­های رفاهی درنظر دارند، به‌طوری‌که خوانشی واژگونه از سوی کودکان از این عملکردها صورت می­گیرد. این مطالعه نشان می­دهد که مأموران این سازمان­ها، هم باید آموزش بیش‌تری ببینند و هم نظارت بهتری صورت گیرد. جدا از اجرا، در طراحی سیاست­ها نیز باید به نیازها و اولویت­های این کودکان توجه داشت.