تفکر سیستمی؛ پارادایم مفقوده در مدیریت آب ایران
نویسندگان
1 استاد، موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرج، ایران.
doi
10.22092/idser.2026.367811.1638چکیده
رشد پرشتاب و چندبعدی جهان معاصر در عرصههای فنی و اجتماعی موجب افزایش پیچیدگی در روابط و تعاملات انسان با یکدیگر و با طبیعت شده است. از این رو، مفاهیم توسعه که در گذشته عمدتا از دریچۀ مهندسی نگریسته میشد، در جهان امروز به دیدگاهی جامع شامل ابعاد فناوری، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیستمحیطی و حاکمیتی و به شیوهای عادلانهتر و با رویکرد پایداری اکوسیستم در حال تغییر است. در مسائلی مانند مدیریت منابع آب که هم با نیازها و نوع رفتار انسان ها و هم با نیازهای بومشناختی و ظرفیت طبیعت مرتبط است، این تغییر نگرش و رفتار جایگاه و اهمیت بیشتری دارد. تفکر سیستمی رویکردی است کل نگر که مسائل را در قالب یک سیستم و با توجه به تعامل و ارتباط بین اجزا، چند علیتی بودن وقایع، دوراندیشی، پویایی و پیامد محور بودن اقدامات بهصورت جامع و در نظر گرفتن جنبه های مختلف فنی، زیست محیطی، و اجتماعی بررسی میکند. در این نوشتار ضمن مرور پیچیدگی ها، به ویژه در حوزۀ مدیریت آب، برخی اصول و مبانی سیستم ها و تفکر سیستمی تشریح شده و ضرورت توسعۀ دیدگاه و تغییر نگرش به سمت سیستمی در حوزۀ مدیریت و مهندسی آب به میان آمده است. روشها و ابزارهای مورد استفاده برای تحلیل سیستمی منابع آب معرفی و برخی تجربیات جهانی در خصوص استفاده از این رویکرد ارائه شده است. وضعیت منابع آب ایران با بهرهگیری از مدل کوه یخی بهعنوان یکی از ابزارهای سیستمی بررسی و تحلیل شده است. بر این اساس، مسائل آب ایران منطبق با لایه های مدل مفهومی کوه یخی در چهار سطح رخدادها، روندها، ساختارها و مدلهای ذهنی تحلیل گردیده و مصادیقی متناسب با هر لایه معرفی شده است. در سطح رخدادها، پدیدههایی مانند کاهش شدید آب سدها و چاه ها، کاهش ذخایر آب آشامیدنی، خشک شدن برخی تالاب ها و رودخانه ها، فرونشست زمین، کاهش کیفیت منابع آب، کاهش تولید محصولات کشاورزی و افزایش تنشهای امنیتی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفتهاند. در سطح روندها الگوهای تکرارشوندهای مانند روند نزولی سطح آب زیرزمینی، روند صعودی شوری آب و خاک، تغییر شاخص های اقلیمی مانند دما و میزان بارندگی، افزایش سطح کشت و مصارف آب، و رشد فعالیتهای عرضهمحور تحلیل شدهاند. در سطح ساختارهای نهادی مواردی از قبیل تعدد دستگاههای متولی آب، ناکارآمدی نظام تخصیص آب، سیاستهای یارانهای و صادراتی، ضعف قوانین و مقررات و ناکارآمدی قوانین موجود و تمرکز بر راهحلهای سازهای معرفی شداند. در سطح مدلهای ذهنی و باورها مواردی مانند نبود تفکر سیستمی، باور به بیپایانی منابع آب، تقدم منافع بخشی و منطقه ای، و تفکر تولید بیشتر و در هرجا بدون توجه به آمایش سرزمین و آب به عنوان عوامل و دلایل اصلی ناکارآمدی ساختاری و تسهیل روندها و بروز رویدادها شناسایی و معرفی شدهاند. در ادامه راهکارهایی با ماهیت های مختلف و متناسب با مصادیق هر لایه به ترتیب اولویت از عمیقترین سطح مشتمل بر؛ اصلاح باورها و بازاندیشی مدلهای ذهنی، اصلاح ساختارهای نهادی و حکمرانی، اقدامات تطبیقی و پیشگیرانه، و علاج بخشی و اصلاحی ارائه شده است. سرانجام اینکه تغییر نگرش از جزئینگری و بخشینگری به تفکر سیستمی به عنوان اصلی ترین راهکار، و اساس هرگونه اصلاح اثربخش و پایدار در سایر لایه ها پیشنهاد شده است.