جنسیت و توسعه در کشورهای اسلامی نفتی و بدون نفت
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه الزهرا
2 کارشناسارشد مطالعات زنان، دانشگاه الزهرا.
3 دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه الزهرا
doi
10.22054/qjsd.2015.1748چکیده
نگارندگان این مقاله در پی آناند که با بررسی شاخص توسعة جنسیتی و توانمندسازی جنسیتی تصویر روشنی از وضعیت زنان کشورهای اسلامی با توجه به برخورداری از منابع طبیعی همچون نفت و گاز نشان دهند. مبنای نظری پژوهش را نظریة دولت رانتی و رویکرد توانمندسازی زنان تشکیل میدهد. بر اساس یافتههای پژوهش، موقعیت زنان در تمامی کشورهای اسلامی طی سالهای 1996 تا 2009 از نظر بهداشتی و آموزشی بهبود یافته است؛ اما از نظر اقتصادی و سیاسی تغییرات مهمی صورت نگرفته است. در مؤلفههای بهداشتی، آموزشی، اقتصادی و سیاسی تفاوت معناداری بین کشورهای اسلامی نفتی و کشورهای اسلامی بدون نفت وجود دارد؛ در مؤلفههای بهداشتی و آموزشی کشورهای نفتی عملکرد بهتری نسبت به کشورهای اسلامی بدون نفت داشتهاند. زنان در کشورهای اسلامی نفتی نسبت به کشورهای اسلامی بدون نفت، نرخ مشارکت کمتری در عرصههای اقتصادی و سیاسی داشتهاند. نابرابری بهویژه در حوزههای اقتصادی و سیاسی در کشورهای اسلامی همچنان چشمگیر است و این نابرابری جنسیتی به کاهش بیشتر مشارکت زنان میانجامد. رفع این نابرابریها از طریق نهادینه کردن نگرشهای جنسیتی در برنامههای توسعه امکانپذیر خواهد بود.