تجلی مؤلفه شهادت در سه اثر داستانی از راضیه تجار («ستاره من»، «گمان مبر که شعله بمیرد»،«محبوبة صبح»)

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، گروه آموزشی ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران؛ kalbalishahla@gmail.com.

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه آموزشی ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران؛ momjavezy@yahoo.com

3 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، گروه آموزشی ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه زابل، زابل، ایران؛ ah-sanchooli@uoz.ac.ir

doi
چکیده

راضیه تجار یکی از نویسندگان فعال در حوزۀ دفاع مقدس است که آثار زیادی در مورد جنگ تحمیلی و رزمندگان به رشتۀ تحریر درآورده است. تجار در بین نویسندگان معاصر با نوشتن کتاب‌های متعدد در عرصه ادبیات پایداری، تعهد خود را نسبت به ارزش‌ها و آرمان‌ها نشان داده‌ و شورآفرینی و جان‌فشانی رزمندگان را به نحو شایسته و بایسته ترسیم کرده است. کوشش‌ها و مسئولیت‌پذیری او در عرصۀ داستان‌های دفاع‌ مقدس قابل‌توجه است. این مقاله تلاش دارد با بررسی آثار منتخب از دهه‌های هفتاد، هشتاد و نود وی، جلوه‌های شهادت را در هر کتاب، بررسی نموده و به این سؤال که فرهنگ شهادت در هر کتاب چگونه با چه ویژگی‌هایی جلوه‌گری می‌کند، پاسخ دهد. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی انجام گرفته است و نتایج حاصل، اعتقاد عمیق این بانوی نویسنده به مقوله و اشاعه فرهنگ شهادت‌طلبی ـ که از ضرورت‌های فرهنگی جامعه امروز در تقابل با فرهنگ‌‌های بیگانه می‌باشد ـ را نشان می‌دهد. جلوه‌‌های گوناگون کاربرد مؤلفه شهادت، با توجه به شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور، در کتاب «گمان مبر که شعله بمیرد» محصول دهۀ هشتاد، بیشتر از دو اثر دیگر، نشان داده شده ‌است.