پیشنهاد مدلی کارآمد برای ارزیابی سیاست‏های حمایتی گندم با رویکرد حداقل ‏سازی خطای ارزیابی

نویسندگان

1 دانشیار اقتصاد کشاورزی، گروه کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران ، ایران

2 استادیار اقتصاد کشاورزی، مؤسسة پژوهش‏های برنامه‏ ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعة روستایی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، گروه کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

4 دانشیار اقتصاد کشاورزی، گروه کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

5 دانشیار اقتصاد کشاورزی، گروه کشاورزی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران

doi
10.30490/aead.2021.341377.1189
چکیده

اعمال سیاست‏های حمایتی بر محصول گندم برای رسیدن به امنیت غذایی همواره در دستور کار سیاست‏گذاران قرار داشته است. دولت در چارچوب سیاست غذای ارزان، به مصرف گندم یارانه می‌دهد و همچنین، به اجرای سیاست‏های حمایتی تعیین قیمت تضمینی، یارانة نهاده‏ های تولید و بیمه برای تولید محصول گندم می‌پردازد. دولت، هم چنین، خریدار و فروشندة انحصاری گندم در کشور است. با توجه به پیوستگی در اجرا و هزینه ‏های فزایندة برنامه‏ های حمایت از تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان گندم، هدف پژوهش حاضر ارزیابی سیاست‏های دولت در بازار گندم در بازه زمانی 1396-1380 بود. بدین منظور، نخست، اثبات شد که به‏ دست آوردن مقادیر کشش عرضه و تقاضا در یک بازار آشفته به ‏هیچ ‏وجه قابل استناد نیست و در بیان وضعیت موجود در بازار، خطای بسیار زیادی دارد؛ و در عمل، یک مدل پیشنهادی معتبر نیست. برای حل این مشکل، مدلی مبتنی بر بازار پیچیدة ایران پیشنهاد و کارآیی آن در ارزیابی واقعی سیاست‏های حمایتی نشان داده شد. جمع‌بندی نهایی حاکی از آن بود که برای کنترل بازار، سرانة هزینه‏ کرد دولت به ازای گندم نسبت به سایر اقلام یارانه ‏ای چندان قابل توجه نیست و می‌توان با یک مدیریت مناسب و هدفمند، این میزان را تعدیل کرد و با تثبیت نقش نظارتی دولت در بازار گندم، این بازار را به‏ سوی یک بازار استاندارد و با حداقل هزینه برای دولت پیش برد.