بررسی تطبیقی بن‌‌مایه‌‌های قصۀ «کره اسب سیاه» در فرهنگ بختیاری با داستان سیاوش

نویسندگان

1 دانشگاه شهرکرد

2 دانشگاه شهرکرد

3 پژوهشکدۀ بختیاری‌‌شناسی دانشگاه شهرکرد

doi
چکیده

در فرهنگ عامه، متناسب با باورها، اندیشه‌‌ها و آرزوها، بسیاری از داستان‌‌های اسطوره‌‌ای ـ حماسی بازنویسی شده یا اینکه الگوی ساختن قصه‌‌های جدید قرار گرفته‌‌اند که با بررسی آن‌‌ها، می‌‌توان به نحوۀ دریافت و زاویه‌‌های دید عامه دربارۀ آن‌‌‌‌ها پی برد. هدف در این پژوهش نیز بررسی تطبیقی شخصیت‌‌ها، کنش‌‌ها و بن‌‌مایه‌‌های اسطوره‌‌ای ـ حماسی قصۀ کره اسب سیاه در فرهنگ بختیاری با داستان سیاوش در شاهنامه با روش اسنادی است. مقایسۀ پایگاه اجتماعی خانوادۀ شخصیت‌‌ها، ویژگی‌‌های جسمانی‌‌ها آنان، مقایسۀ کنش‌‌های شخصیت‌‌های نامادری، ویژگی ‌‌اسب‌‌ها و پناهنده شدن به پادشاهِ سرزمین دیگر، ازجمله موضوع‌‌های بررسی‌شده در این مقاله هستند. نتایج پژوهش، نشان‌‌دهندۀ شباهت بسیار بین قصۀ کره اسب سیاه با داستان سیاوش است؛ چنان‌‌که در هر دو قصه، قهرمانان، پادشاه‌‌زاده هستند؛ کیستی مادرانشان در پردۀ ابهام است؛ از نظر ویژگی‌‌های جسمانی، بسیار زیبا و اسب‌‌هایشان از نظر رنگ، صاحب فهم بودن و داشتن توانایی پریدن، شبیه به هم هستند؛ نامادری‌‌شان، به دنبال کام‌‌جویی از آنان‌‌اند؛ هر دو شخصیت سرانجام به سرزمین دیگری پناهنده می‌‌شوند؛ در آنجا ازدواج می‌‌کنند و شهر و قصری را برای خود بنا می‌‌نهند. البته در این دو داستان تفاوت‌‌هایی نیز وجود دارد؛ چنان‌‌که در داستان سیاوش، مبنا و انگیزۀ رفتار شخصیت‌‌ها بیشتر سیاسی است، اما در قصۀ کره اسب سیاه، بیشتر به آموزش مسائل خانوادگی توجه شده است. بر این‌ اساس، درمجموع می‌‌توان گفت که قصۀ کره اسب سیاه در فرهنگ بختیاری، بازنویسی خلاقانه یا الگوبرداری از داستان سیاوش است.