سلفیگری در عراق و تأثیر آن بر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی، دانشکده تربیت جهادی، دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع)، تهران، ایران.
2 دکترای فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع)، تهران، ایران؛ noor.mahdi1394@gmail.com
doi
چکیده
منطقه خاورمیانه در طول تاریخ مدرن خود همواره شاهد تحولات و دگرگونیهایی بوده که امنیت و سیاست در سطح بینالمللی را به شدت متأثر کرده است. در این میان، اشغال عراق از سوی آمریکا در سال 2003، سرنگونی صدام و تغییر رژیم در این کشور را میتوان مهمترین رویدادی تلقی کرد که به شکلگیری دوره جدیدی از تعاملات میان بازیگران منطقهای، توازن قدرت در خاورمیانه و در مجموع تصویر نوینی از منطقه منجر شده است. تنشهای سیاسی و تنازعات حاصل از آن میتواند به افزایش نا امنی در جوامع و بروز چالشهای امنیتی و در نهایت، بحران منطقهای بیانجامد. تجربه حاصل از عملکرد طالبان در آغاز قرن بیست و یکم و آشوبسازی دولت آمریکا در منطقة خاورمیانه، تنازعی را شکل داد که بخشی از آن در فرقهسازی و ظهور نا امنی در کشورهای اسلامی نمایان شده است. بحرانی که در عراق با نمایش گروهک تکفیری به نام داعش (دولت اسلامی عراق و شام) شکل گرفت؛ محصول تنازعات فرقهای است که ریشه در عملکرد گذشتة دخالتهای خارجی در منطقه داشته و راه را برای استمرار بحرانسازی در منطقه هموار ساخته است. کشور عراق با بازیگران مهم منطقهای از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی همسایه است و تحولات آن بر این کشورها نیز تأثیرگذار است. ایران در میان همسایگان و بازیگران منطقهای عراق، با رویکرد مثبت نسبت به واقعیتها و ساختار سیاسی جدید آن کشور؛ همواره از برقراری امنیت، ثبات، تمامیت ارضی و وحدت ملی در عراق پس از صدام حمایت کرده است. با این حال، عراق پس از صدام به دلیل فضای ناامنی، حضور نیروهای آمریکایی، خشونتهای فرقهای، وجود نیروهای سلفی و رشد افراطگرایی، واجد برخی تهدیدات (هرچند شاید مقطعی) نیز برای ایران بوده است. بنابراین عراق با مجموعه ویژگیهای ژئوپلیتیکی سرزمینی - قومی- مذهبی - فرهنگی و اقتصادی، تعریف مشخصی در منافع ملی ایران داشته و جایگاه خاصی را در سیاستهای ایران به خود اختصاص داده است.