مقدمهای بر نقش دکترین بسیج در تحول درونی ساختارهای پیشاانقلابی (مطالعه نمونه موردی ستاد رسیدگی به وضع مصدومین و مجروحین زمان جنگ)
نویسندگان
1 مرکز تحقیقات سلامت دفاعی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای جامعهشناسی سیاسی، تهران، ایران
doi
10.30491/jcm.2025.238962چکیده
بسیج مفهومی آشنا در ادبیات تحولات اجتماعی و انقلابهاست و بهعنوان یکی از مؤلفههای شکلدهنده و پیشبرنده انقلابها شناخته میشود. این در حالی است که بسیج در انقلاب اسلامی ایران تنها در مرحله تطور و دگردیسی نقشآفرینی نکرد بلکه در هر مرحلهای از زندگی سیاسی و اجتماعی، بسیج مردم و حضور آنان برای حل مشکلات و روند جاری زندگی نقش ایفا کرده است. این حضور در مواقع بحرانی بیشتر جلوهگر شد زیرا یکپارچهسازی جامعه به معمای ایجاد همبستگی برای رفع بحرانهای طبیعی و مصنوعی از سیل و زلزله تا جنگ و ترور به نمایش گذاشت و به آن مشروعیت بخشید. در ادبیات انقلاب اسلامی، بسیج وامدار اندیشه امام خمینی (س) است و پیش و پس از انقلاب اعلامیهها و فراخوانهای رهبر انقلاب فرایندها را تسریع و تسهیل کردهاست. بهعنوان مثال، جنگ تحمیلی یکی از بحرانهای مهم نظام جمهوری اسلامی ایران بوده که با تدبیر امام(س)، حضور بسیج در قالبهای مختلف آن را رفع کرده است. بسیج در قالب حضور نظامی در جنگ تحمیلی آشکارترین شکل این تشکل نهادینه شده است هرچند نهادهای انقلابی هرکدام به نوبه خود تبلوری از بسیج را ارائه دادند. آنچه تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است، نقش بسیج در تحول درونی ساختارهای پیشاانقلابی است نظیر جهاد دانشگاهی و یا جهادهای خودکفائی در ادارات و سازمانهای گوناگون بهجایمانده از رژیم سابق. یکی از این تحولات درونی در ساختارهای پیشاانقلابی، ستاد رسیدگی به وضع مصدومین و مجروحین جنگ تحمیلی است که متکی بر بسیج در وزارت بهداری وقت در آستانه جنگ تحمیلی داوطلبانه سامان داده شده است. این نوشتار قصد دارد با تکیه بر تجربه ستاد رسیدگی به وضع مجروحین و مصدومین جنگ وزارت بهداری حضور مردم در قالب بسیج را در ساختارهای پساانقلابی شناسایی کرده و نشان دهد هماکنون نیز تنها با اتکا به بسیج بسیاری از چالشها و معضلات نظام جمهوری اسلامی حلشدنی است.