بررسی تطبیقی جنگ ایران و عراق (1367-1359) و جنگ 12 روزه ایران و اسرائیل (1404)
نویسندگان
1 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه امام حسین (ع)، تهران، ایران
doi
10.30491/jcm.2025.238968چکیده
این مطالعه با بهرهگیری از روش تحلیل تطبیقی و در چارچوب مطالعات امنیت و جنگ، به بررسی دو منازعه مهم جمهوری اسلامی ایران، یعنی جنگ ایران و عراق (۱۳67–۱۳59) و جنگ دوازدهروزه ایران و رژیم اسرائیل (۱۴۰۴) میپردازد. هدف پژوهش، تحلیل تحول در ماهیت منازعات نظامی، ارزیابی راهبردهای بازیگران درگیر و بررسی پیامدهای این دو جنگ بر امنیت ملی و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران است. یافتهها نشان میدهد که هر دو جنگ در بستر تنشهای سیاسی، ایدئولوژیک و امنیتی شکل گرفته و متجاوزان با اتکاء به برآورد نادرست از توان داخلی و ظرفیت بازدارندگی ایران، به استفاده از زور متوسل شدهاند؛ امری که در نهایت به ناکامی آنها در تحقق اهداف راهبردی انجامیده است. در هر دو منازعه، رهبری سیاسی و دینی نقش تعیینکنندهای در مدیریت بحران، حفظ انسجام اجتماعی و ایجاد همافزایی میان قدرت نظامی و دیپلماسی ایفا کرده است. از منظر تطبیقی، جنگ ایران و عراق نمونهای از یک جنگ کلاسیک و فرسایشی با درگیریهای زمینی گسترده و تلفات انسانی بالا محسوب میشود، در حالی که جنگ دوازدهروزه نمایانگر الگوی نوینی از منازعات کوتاهمدت مبتنی بر بازدارندگی فعال، فناوریهای پیشرفته نظامی، جنگ موشکی دوربرد و عملیات سایبری و ترکیبی است. این مطالعه استدلال میکند که ارتقای توان بومی دفاعی، کاهش وابستگی خارجی و تلفیق مؤثر قدرت سخت و نرم، موجب محدودسازی دامنه درگیری و تحمیل هزینههای راهبردی به طرف متخاصم شده است. در مجموع، نتایج پژوهش نشان میدهد که انسجام ملی و رهبری کارآمد، بهعنوان مؤلفههای بنیادین قدرت ملی، نقش کلیدی در مهار تهدیدات و تثبیت جایگاه راهبردی جمهوری اسلامی ایران در محیط امنیتی منطقهای ایفا کردهاند.